بحران حوالت تاریخی روزگار کنونی - 4
این احتمال وجود دارد که مرحوم استاد فردید در 26 جلسه باقیمانده از سخنرانی خود به توضیح بیشتر در باب نظریه کلی خویش در مورد "بحران حوالت تاریخی" پرداخته باشد اما از آنجا که امید چندانی به انتشار متن این جلسات و یا در دسترس قرار گرفتن فایل های تصویری یا صوتی آن نیست، نگارنده در نظر دارد با استفاده از اشارات و نکاتی که از ایشان در باب موضوع مورد بحث در سایر منابع موجود می توان یافت به مطلب ادامه دهد.
"غرب زدگی و بحران حوالت تاریخی آن در روزگار کنونی"، اجازه بدهید در اینجا غرب زدگی را غرب زدگی مضاعف در نظر بگیریم یعنی ماجرائی که با رنسانس در اروپای غربی آغاز می شود و استاد مرحوم مدعی است که اکنون حوالت تاریخی آن در بحران است. اگر دوره قبل از غرب زدگی در همان اروپای غربی - یعنی آنچه که معمولا قرون وسطی نامیده می شود - را مسامحتا "تئوکراسی" بنامیم آیا نمی توان چنین عنوانی را مورد بحث قرار داد؟ :"تئوکراسی و بحران حوالت تاریخی آن در زمان آغاز رنسانس". آغاز قرون وسطی را معمولا قرن پنجم میلادی در نظر می گیرند. حدود دو قرن بعد با ظهور اسلام دوره تاریخی جدیدی آغاز می شود که تقریبا در همان ابتدا منجمله به جغرافیای ایران امروزی نیز گسترش می یابد. اگر این دوره را عجالتا دوره اسلامی بنامیم، آیا می توان چنین عنوانی را نیزمورد بحث قرار داد؟"دوره اسلامی در ایران و بحران حوالت تاریخی آن در زمان انقلاب مشروطه".
همانطور که ذکر شد توضیحی معنائی و اتیمولوژیک از استاد در مورد کلمه بحران در دست نیست. در لغت نامه دهخدا در مود بحران مطالبی ذکرشده، منجمله احتمال داده شده اصل آن یونانی (آنندراج) و معرب باشد با معناهائی منجمله:"پس بحران تغییرحال بیمار است از حالی به حالی یا بهتر یا بدتر."،" تغییر عظیم که دفعة در مرض واقع شود از مقاومت طبیعت با مرض یا به سوی صحت کشد یا بسوی هلاک"
فردید می گوید غرب زدگی اکنون در بحران است و البته بحران کنونی اولین یحرانش نیست. هر دوره تاریخی (دقیق تر حوالت هر دوره تاریخی) تا پایان کارش بنا به نظر فردید مراحلی از "مسخ"، "فسخ"، تجدید (گویا این مورد اخیر را فردید "رسخ" می نامیده) و باز مسخ و .... را از سر می گذراند تا اینکه به سه معنی تمام شده (1) و نهایتا "نسخ" می گردد. نگارنده از سخنان فردید اینطور استنباط می کند که به عقیده ایشان "غرب زدگی جدید" تا کنون بارها از بحران ها جان بدر برده است ولی در روزگار کنونی دیگر به تمامیت خود رسیده و دوره تاریخی جدیدی جایگزین آن خواهد شد و یا اینکه بشریت کلا تشریفش را خواهد برد!
معلوم است اگر بگوئیم "غرب زدگی" جایگزین تئوکراسی قرون وسطی در اروپا شده یا اینکه "دوره اسلامی" جایگزین دوره زردشتی و سلاطین ساسانی در ایران شده به کسی برنخواهد خورد اما مساله مشکل آفرین می شود اگر که بگوئیم با انقلاب مشروطه "غرب زدگی" جایگزین " دوره اسلامی" در ایران شده است.
شهید مطهری در مقدمه کتاب "آشنائی با علوم اسلامی" در اواخر دهه چهل یا اوائل دهه پنجاه می نویسد: "فرهنگ اسلامی مانند یک سلّول زنده رشد کرد و فرهنگهای دیگر را از یونانی و هندی و ایرانی و غیره در خود جذب کرد و به صورت موجودی جدید با چهره و سیمایی مخصوص به خود ظهور و بروز کرد."
می توان پرسید که در این عبارت فرهنگ غربی جایش کجاست؟ آیا در زمره فرهنگ های "وغیره" است یا فرهنگی است که باید "بدون هیچ تصرفی در قلمرو فرهنگ اسلامی قرار گیرد"، یا "فرهنگ اسلامی باید آن را در خود جذب و هضم کند و موجودی تازه بوجود آورد"؟(2)
و این در حالی است که در همان ایام فردید می گوید:"صدر تاریخ ما ذیل تاریخ غرب است"
1 – کلمه "پایان" به لاتینی Sum است در یونانی telos و در عربی "تمام"... در اینجا تعبیر لاتینی پایان سه معنی دارد، یکی به معنی مصرف است، یکی به کمال رسیدن، و دیگری نیست شدن. تاریخ بشر به سه معنی لفظ در حال حاضر تمام است.(دیدار فرهی صفحه 21)
2 – عبارات داخل گیومه به نقل از شهید آیة الله مطهری، آشنائی با علوم اسلامی، چاپ جدید زمستان 1362 صفحه 12
هر گونه نقل مطالب آزاد است