در یک جمعبندی از آنچه با ذکر کلمه "بحران" در کتاب "غرب و غرب زدگی" از آن یاد شده است، می توان گفت که تا اینجا (جلسه دوازدهم) مرحوم فردید به وجود بحران در زمینه های مختلف در روزگار کنونی توجه داده است:

" وقت در بحران است، "قیام حلولی در بحران است، اسمی است که دوره جدید مظهر آن است در بحران است، حوالت تاریخی دوره جدید در بحران است، موضوعیت نفسانی در بحران است، تاریخ مغرب در بحران است، علوم انسانی در بحران است، در قارعه زدگی و مکر لیل و نهار، بحران هم هست، آزادی خواهی جدید غرب در بحران است، هرمنوتیک در بحران است." و قس علیهذا

البته در همین 12 جلسه به اینکه حوالت تاریخی روزگار کنونی چیست هم پرداخته شده، ولی هنوز بحثی معنائی و ریشه شناختی در مورد کلمه "بحران" (شاید از آنجا که همه اجمالامعنای آن را در می یابیم) مطرح نشده و همچنین از اینکه حوالت تاریخی یعنی چه و چگونه تعیین می شود و چرا دچار بحران می شود و انسان ها در این میان چه نقشی دارند و....

نگارنده با جستجوی البته نه چندان کامل در سایر منابع موجود از یادداشتها و سخنان مکتوب شده استاد فقید نیز به مطالبی که مستقیما و صراحتا به موارد فوق پرداخته شده باشد برخورد نکرد.

در مجموع برای کسی مثل نگارنده، از سخنان مرحوم فردید در این باب به اجمال قبل از تفصیل این حاصل می شود که روزگار کنونی را حوالتی است که ایشان آن را "غرب زدگی" نامیده و این حوالت در بحران است و نهایتا انسان "از این حیات غرب زده کنونی خواهد مرد و دوباره با ظهور مهدی موعود به حیات حقیقی انسانی زنده خواهد شد."

از آنچه ذکر شد می توان نتیجه گرفت که آنچه فردید در این باب مطرح کرده یک مورد خاص از یک نظریه کلی است بدون اینکه آن نظریه کلی بطور مشخص و مفصل برای خواننده و شنونده تفصیل و توضیح شده باشد.

ممکن است مطالب فردید در باب "بحران حوالت تاریخی غرب زدگی" برای کسانی جالب بیاید و مطابق ذوقشان هم باشد و در نتیجه با یک فهم اجمالی آنرا قبول هم بکنند و حتی مثل نگارنده به ترویج و تبلیغ آن هم بپردازند، اما نیابد فراموش کرد که خود فردید تذکر می دهد که:

"فلسفه برای بنده تا آنجائی درست است و قوی است که فقط نپردازد به کلی بافی و جزئی بافی، نظر عام و شامل هم درش باشد"

گمان نمی کنم که اشکالی داشته باشد اگر "حکمت" را هم در اینجا به فلسفه اضافه کنیم. به این ترتیب می توان مدعی شد که صرف طرح مطالب حکمی و فلسفی در مورد یک جزء از یک نظر عام و شامل کافی و اقناع کننده نیست و لازم بود که استاد نظر عام و شامل خود در باب موضوع مورد بحث یعنی حوالت تاریخی و بحران آن را نیز مطرح می نمود نه اینکه تنها به بحث در مورد "غرب زدگی و بحران حوالت تاریخی" اکتفا می کرد.