یکی از کلماتی که بارها و بارها در سخنان استاد فقید دکتر سید احمد فردید تکرار شده کلمه "بحران" است. جستحو در منابعی که در دسترس نگارنده بود نشان داد که این مفهوم در مصاحبه سال 63 کیهان فرهنگی با آن مرحوم بیشتر مورد استفاده قرار گرفته است لذا عجالتا موارد مربوط به این مصاحبه در ادامه ارائه می گردد تا متعاقبا به دیگر منابع پرداخته شود. قابل توجه اینکه بر خلاف رویه استاد به موردی از بحث در باب ریشه این کلمه و اینکه از کجا آمده و ترجمه چه کلمه ای از دیگر زبان هاست - در منابع در دسترس - برخورد نشد.

"بشر انگاری بدین معنی که خدا انسان است، وهم و پندار است. این مشترک پانصد سال تاریخ غرب است که فعلا در بحران است."

"عنوان اولین سخنرانی و حرفهای من درتلویزیون "غربزدگی و بحران حوالت تاریخی جهانی آن در عصر حاضر" بود."

"منتها فعلا بحران بی سابقه ای بشر دارد در این الحاد زدگی، غربزدگی مضاعف، نیست انگاری مضاعف، طاغوت زدگی مضاعف - البته این مضاعف مال دوره جدید است - همه اینها در بحران است."

"بهر صورت امروز یک بحرانی در جهان هست و این در اسلام هم هست ، توضیح کردم بنده برای شما اسمش را گذاشتم پست مدرن . هیدگر هم در پست مدرن است ، بنده هم در پست مدرنم و اما یک کسی در پست مدرن است... یعنی دوره مدرنیته تمام شده و این دوره موجل است . یک کسانی دودفعه میخواهند باز بگردند به همان دوره غفلت و موضوعیت نفسانی و موردیت نفسانی بدون ذکر و فکر. کسانی هم هستند که اینها جهتشان این است که این دوره پست مدرن هم نسخ و دوره دیگری تاسیس بشود با انقلاب. این انقلاب عبارت است از انقلاب حقیقی ظهورِ- چنان که بارها تکرار کردم - مهدی موعود است."

"ان شاء الله روزی فرا برسد ما هم بتوانیم به سهم خودمان به آنها بیان کنیم که آقا دوره جدید تمام شده و صلاح شما و صلاح دنیا و عقبای شما این است که دیگر اینهمه اصرار در موضوعیت نفسانی و موردیت نفسانی نکنیم. بس است این اصرار ، اصرار اصرار شیطانی است هرچند این اصرار فعلا دربحران است."

"الان آنچه در بحران است اين صورت واحد دوره جديد و اين سرشت غرب است، يعني اين خلط غربی است، اين اختلاط است، اين صورت نوعی - كه امروز ديگر بكار نمي‌بردم و به ملاحظاتی مي گويم اسم - در بحران است، حالا بعضی‌ها مي‌آيند از اين بهم سرشته كه صورت واحد دارد مي‌خواهند بروند به التقاط،، اين دليل بر اين است كه اين صورت نوعی غرب و اسم غربی در بحران است، ديگر تجديد نمي‌ِشود، از اينجا مي‌روند به پلوراليسم منكر وحدت مي‌شوند،‌ چه بسا در اينجا كساني هستند كه مي‌روند به التقاطي مي‌گويند هر جا هر چي خوب است بايد كه قبول كرد، در جريان غربي يك چيزها ئيش خوب است بايد جمع كرد، نمي شود ! خود كل غربي كه در بحران است التقاطي نيست، اختلاطی است."

"برای اولین بار مسائلی را در باب علوم انسانی و چگونه علوم انسانی در غرب تشکیل شد بیان کردم . فلسفه لا و نعم دارد در کارش. بعد هم گفتم علوم انسانی غرب در بحران است و این علوم انسانی را همینطور اگر شما بگیرید نمیشود . الآن هم میگویم ما میگوئیم "علوم انسانی" ، موقتا درست ، ولی نشان دادم که آقا علوم الهی کجا رفت و علوم الهی که در برنامه آمده بود محو شد در علوم انسانی . این نهایت یک جور غربزدگی بالعرض است. در مدارس ما چه جور شد؟"