چند سطر از دست نویس یک ترجمه ناتمام
آنچه در ذیل نقل می شود تایپ شده قسمتی (شاید حدود یک سوم) از دستنوشته ای است بدون عنوان از استاد فقید دکتر سید احمد فردید که بنظر می رسد ترجمه ای باشد ناتمام مانده از متنی در مورد نیچه که منبع اصلی برای نگارنده شناخته نشد. ظاهرا کلمات داخل پرانتز جایگزین های پیشنهادی و موارد داخل کروشه اضافاتی بر متن اصلی می تواند بوده باشد. (1)
"غرض از توضیحات آینده نمودن جائی (ارائه محلی) است که در ابتدای بدانجا شاید روزی پرسش از ذات (معنی) نیست انگاری چنانکه باید (کما ینبغی) طرح بتواند شد.
این توضیحات از تفکری نشات میگیرد که تازه می آغازد باینکه درباره وضع اساسی نیچه در میان تاریخ مابعدالطبیعه غرب باکتساب (بکسب) وضوحی پردازد.
در این توضیحات ببیان مقامی از مابعدالطبیعه غرب پرداخته میشود (خواهد شد) که میتوان حدس زد که مقام نهائی آن باشد، امکانهای دیگری برای مابعدالطبیعه ازینجهت دیگر پدیدار نمیتواند گشت چونکه مابعدالطبیعه بوسیله نیچه امکان ذاتی خود را بنحو متعین (متعینی) از خویش سلب می کند. مابعدالطبیعه ایکه بتوسط نیچه باجرای واژگونی آن verkehrung umkehrung / (2) پرداخته شده در ذات غیر اصیل خود تنها بصورت منعکس باقی است [دیگر] عالم غیب بیک محصول بی پایه و بی مایه عالم شهادت تبدل حاصل می کند. عالم شهادت نیز با این تنزیل مقام عالم مقابل آن یعنی عالم غیب منکر ذات خود میگردد. طرد abseitzung غیب مودی بطرد عالم شهادت و بالنسبه به فرق میان این دو عالم به یک "نه این و نه آن" das einen weder-noch و بدینسان به امری بی معنی است که منتهی می گردد. با اینهمه چیزی که باقی می ماند پیش گذاشت نیندیشیده و ناگذشتنی تلاش کورکورانه ایست برای اینکه بوسیله یک صرف افاده معنی خود را از امر بی معنی خلاص بخشد.
از این پس در این مقالات مابعدالطبیعه بعنوان حقیقت موجود ازینرو که موجود است مراد شده است و نه به عنوان ادامه یک تفکر. مدار وضع اساسی یک متفکر بر مابعدالطبیعه بدین معنی است و ازینروست که مابعدالطبیعه بنام او اضافه می تواند گردد [و مثلا گفت مابعدالطبیعه نیچه یا مابعدالطبیعه مارکس (3) یا مابعدالطبیعه مخالفان تابعان مابعدالطبیعه .... و غیره]
مقصود از ذات مابعدالطبیعه بدانسانکه درینجا مراد شده است بهیچوجه این نیست که مابعدالطبیعه مجعول به جعل متفکری و ملک طلق متفکری باشد......"
1 – نگارنده مطلب را بیش از پانزده سال پیش رونویسی و دوباره نویسی کرده و اکنون در دقت بعضی موارد تردید دارد بالاخص اینکه اصل نوشته هم پیش نویس اولیه بوده است. ضمنا در مواردی که دو یا چند معادل فارسی وجود داشته یکی انتخاب و رسم الخط نویسنده رعایت شده و از علامت گذاری سرخود نیز خودداری شده است.
2 – صحت املاء کلمات آلمانی توسط نگارنده مورد تردید است و گویا این کلمات مربوط به همان معادل فارسی مجاورشان باشد.
3 – درینجا نوشته شده بود "مترجم" و کروشه بسته شده و سپس خط خورده بود.
هر گونه نقل مطالب آزاد است