"تا پریشان نشود کار به سامان نرسد"
در ذهن من مانده بود که مرحوم فردید مصرعی از بیتی را به این صورت خوانده است و پیدا نمی کردم که در کجا و به چه مناسبت:"تا پریشان نشود کار به سامان نرسد". در حین نوشتن مطلب قبلی این مصرع باز به یادم آمد و جستجو کردم تا بفهمم مربوط به چه شعری و از کدام شاعر است. نتیجه اینکه معلوم شد مصرعی است از قصیده ای در دیوان اشعار سنائی غزنوی، با یک تفاوت کوچک یا شاید بزرگ: "تا پریشان نشوی کار به سامان نرسد" .
بیت مربوطه این است:"تا مهیا نشوی حال تو نیکو نشود/ تا پریشان نشوی کار به سامان نرسد"، که معلوم است ناظر به احوال فردی است ولی اگر بجای "نشوی" ، "نشود" بگذاریم عطف می شود به جامعه و جماعت.
بر نگارنده دقیقا معلوم نیست که فردید بیت را چگونه خوانده و آیا جابجائی این دو کلمه سهوی بوده یا عمدی اما اگر "تا پریشان نشود کار به سامان نرسد" را بگذاریم کنار آن "بگذار همه چیز بهم بریزد" آنگاه به آنچه که فردید در مورد "آنارشی" درنظر دارد نزدیک می شویم.
در مورد آنارشی در یادداشت های آن استاد فقید توضیح فشرده ای ذیل عنوان "ویژگیهای عصر حاضر" در دسترس است که نگارنده در جستجو در میان مطالب همین وبلاگ به دو مطلب با همین عنوان در 24/8/1389 و 14/8/1395 برخورد که ممکن است ناشی از اختلالی که در بلاگفا پیش آمد و یا حواس پرتی نگارنده و یا هر دو بوده باشد. با مراجعه مجدد به رونویسی هایی که از یادداشت های استاد در دسترس است، بنظر رسید که امکان تکمیل بیشتر مطالب و همچنین درک بهتر از مفهوم "آنارشی" نزد مرحوم فردید مهیا گردد که در مطلب بعدی به آن پرداخته خواهد شد.
هر گونه نقل مطالب آزاد است