ادامه جلسه 19/5/1359

"بله، حالا بازگردم باز هم به یک وجه تسمیه کلمه دیگری، به اتیمولوژی، به عبارت اخری به "حق شناسی" به "هست شناسی" به "الله شناسی"، به وجه تسمیه به معنی اتیمولوژی به معنی "دوه ویدیا" (devavidya). کلمه "قدس" است، این کلمه چند تا... عربی است، چند تا کلمه دارد، فارسی هم دارد. شما می گوئید:"چاق و چله"، نمی گوئید؟ می گوئید:"دماغت چاق و چله است" - خطاب به یکی از حضار -شیرازی ها می گویند "چاق و چله؟ "چاق و چله باشید انشاءالله"، کسی هست که "چاق و چله" را نشنیده باشد؟ اکثرا چاق و چله... می گویند فرانسه... "چاق و چله" است. این کلمه "چاق"، یونانی اش می شود "سوس"، "سووس"(sôs)، عربی اش می شود:"صحیح"، یعنی "سالم". "چله" به یونانی .... به لاتین می شود "سنوس"( sanus) به عربیش می شود "سالم" و "سلیم"، به عبری می شود "شلیم" و "شلوم"، با "شین" تلفظ می شود. "چاق و چله" که می گوئیم، "چله" اش برمی گردد به لاتینی، "چاق" اش بر می گردد به یونانی. عربیش می شود "صحیح و سالم"، "چاق" یعنی صحیح، "چله" شده "سالم"، این "سین" های یونانی و لاتینی - من با تسوه(؟) جزئیات بهش رسیدم - به زبان های عبری و عربی "میم" تبدیل می شود. الآن شما به فرانسه... به فرانسه "سلام" می گوئید چه می گوئید؟: "سالو"(salut)، ببینید! "سالیتاسیون"(salutation) یعنی "سلام کردن". "سلام" با "سالو"(salut) همریشه و هم معنی است، از لاتینی است. حالا همین کلمه "چاق" که "سوس"(sôs) شده یک کلمه دیگری هم دارد و آن "اَشو" است به فارسی، به یونانی:"هاژیو"(hagio). "هاژیو" (hagio) با "حاجی" ربط دارد به هم، این هم به معنی "مقدس" است. حالا داشته باشید چاق و چله را بعد بیایم. "اشو" شده "حاجی"، "اشوزردشت" یعنی حاجی زر... عربی شده "حاجی"، بیت الحج و بیت المقدس داشته باشید تا اورشلیم روشن کنم برایتان. "دژآشو"! "دژآشو" می شود "بیت الحج". حالا این "بیت" که شما می گوئید "اویکُس"(oikos) یونانی است که به معنی "خانه" است. "ویج" و "ویجه" سنسکریت! "ایران ویج" یعنی "بیت الایران" مثلا. اصلا عربی را من کار کرده ام، زبان عربی را برایم... بنده خودم خواندم، یک "بیت الحج"ی داریم، حالا یک کلمه دیگری داریم در فارسی:"دژ اهرج" می شود بیت ال... "اهرج" و "اهرای" اصل کلمه می رود "به سروه"(sarva) به سنسکریت، یعنی "کل". این "کل" و "تمام" که "سروه" باشد شده "سَنوس" یونانی(1) یعنی "سلامت". "اهرای" یعنی "کل"، "سالم"ی که شما می گوئید از این کلیت می آید، "کل" است، "تندرست"، "تن" یعنی "خود"، "دست نخورده" است. این معنی "کل" را و "تمام" را که "سروه" است و "هر" شده و "اهرای" شده است مترادفاتش یکی "اشو" است که حاجی باشد، یکیش "چاق" است، یکیش "سنوس"(sanus ) است که با "اهرای" یکی است. به یونانی "اولوس"(ólos) آمده، "عالم" فارسی از همین کلمه است، یعنی "کل" که می گویند "علامت" است، بی جهت است. "اولوس"(ólos) با همین کلمه که "سروه"(sarva) باشد به سنسکریت، "سین" ها تبدیل می شود به "ه" و "هر" و "اهرای" و کلمات فارسی یکیست همه اش به معنی درستی و تندرستی و کمال و سلامت دارد. "دژ اهرج" اگر بخواهیم تحت لفظی ترجمه کنیم می شود "بیت السلام"، "اورشلیم". حالا برویم سر "اورشلیم"، "اور" به معنی "خانه" است، فارسی می شود "دار"، مخفف "سرا"ست، یونانی "خور"(khôra) است - یاد عجیب(؟)... من نخواندم در آخرزمان - کلمه "اور" است، کلمه "خوره" است - خوره های اردشیر – "کوره"، است "قریه" است، "کوره" فارسی "سرا"ست، به یونانی "خوره"، "خوره های اردشیر" "کوره" باز می شود، "سرا" می شود، "دار" می شود، "اور"، اورشلیم اگر بخواهیم فارسی کنیم می شود "سرای"... شلیم هم که شد "اهرای"، "اهرای سرای" به تحت لفظی می شود "اورشلیم". گفته "دژ اهرج"، "دژ" بازگشتش به سنسکریت است یعنی "قلعه"، جای محکم، "دِرِگه"(؟) به سنسکریت" "ر" افتاده، جای محکم! یونانی هم دارد، شما "دژاهرج" دارید تو کتاب ها، یعنی "بیت المقدس" ببینید! یعنی "اورشلیم". شما "دژ آشو" دارید، می شود "بیت الحج". کلمات... فعلا فرصت نیست جلب توجهتان می کنم بدون اینکه بتوانم که بنحو مستوفا بیان مطلب کنم چون همه ریشه ها ی کلمات من بخواهم خب بیان کنم می شود اقلا صد صفحه اینطور نیست؟ می گویم و رد می شوم، مقصود دارم در اینجا."(سیداحمد فردید)

1 – چند سطر بالاتر استاد این کلمه را لاتینی معرفی می کند و بنظر می رسد در اینجا سهوا یونانی گفته شده باشد.