تصریح در قضیه
در آخر مطلب قبلی این وبلاگ -نقل شده از سخنان مرحوم فردید در جلسه 20/8/1365 - اشاره به پایان نوار شده بود. در اینجا ادامه مطلب با توجه به وقفه ای که برای تعویض نوار ضبط صوت ایجاد شده درج می گردد:
"...اینشتین باشد که "عالم" است، یا اینهمه تئوریهائی که در باب قضایای علمی بجای خود صحیح، ولی تمام احکام خبری(1) بازگشتش به احکام علماست؟ این کاریست که کل تاریخ غرب همین را می خواهد بگوید، از دکارت گرفته تا "پوپر". شما پوپر را داشته باشید بعد ببینیم چه شد. حالا این هزار بازی در می آورد، دنباله نئوکانتیسم است به تناسب روز. {می گوید} حجت یکی است و آن حجتِ احکام خبری و بوشی باصطلاح، احکام "بودنی"، "بودن" ها. علما بایست بگویند، علمای عصر، حجت یکی است:"علمای عصر"، با تعبیراتی که دارد بنام "انترسوبژکتیو" intersubjective و دیگری که دیگر وارد نمی شوم. حالا {می گوید}"باید ها" هم در صورتی صحیح است که تابع احکام خبری باشد و یک بازی هائی که می کند، خب تفصیل دارد دیگر، بالاخره یک آدمی است که کارش "وِرّادی" آخر الزمان منطق است و فلسفه دیگر، {کارش} بوده این پیرمرد، یعنی پیرسگ به عقیده بنده، از سگ هم بدتر. اگر غیر از این بگویم خب یک قدری مجامله کرده ام، مداهنه هستش. {تنها} او نیست مثالی است که می زنم، که این اسم افتاده اینطرف آنطرف به دهان - خیلی ها هستند - این بچه ها، مخصوصا درانگلستان، در امریکا هم هست، در فرانسه هم هست، ولی مرکزش فعلا درهمان انگلستان شروع می شود که دارند چکار می کنند بر ضد جمهوری اسلامی و بر ضد حق و حقیقت پریروز و پس فردا.
خب حالا، این مساله "بودن" ازش برداشته(؟) می شود، بعد می گویند خدا نیست، این ما هستیم که می گوئیم باش، پس هست! می گوئیم نباش، نیست! یک توضیح ساده ای می دهید. علم اخلاق مابالذات (ما بازاء؟) خارجی ندارد، "خیر"ی نیست که شما می روید به طرفش، شما می گوئید که این خوب است، خوب است! شما می گوئید این بد است، بد است! حالا این خوب و بد شرایطی دارد، از نظر جامعه شناسی و علوم انسانی -چه می دانم - هزار بازی درست می کنند که فعلا بگوئید خوب و بد هم چگونه باید باشد. این خوب و بد که احکام "بایدها"ست، باید متناسب باشد با احکام خبری امروز(؟)، تازه خوب و بد هم احکام خبری علمی است که بایست بگوید درست باشد یا نباشد، ببینید! شما یک دفعه می گوئید بیا مثلا بجنگ، شما می گوئید بجنگ، باید عالم بگوید ممکن است یا ممکن نیست، اگر عالم گفت :"آقا این حکمی که می گوئی باید چنین کرد، تکلیف مالایطاق است و ممکن نیست"، {به آقا} می گوید:" نه! باید حکمت را عوض کنی". تصریح دارند در این قضیه ها! تصریح به این قضیه دارند، این بچه قردی ها تصریح می گذارند سر این قضیه."
1 – بنظر نگارنده اینطور می رسد که "احکام انشائی" منظور بوده و سهوا "احکام خبری" گفته شده است.
هر گونه نقل مطالب آزاد است