فردید: "شما لابد شهرستاني را مطالعه فرموده‌ايد، كتابش «ملل و نحل» اسمش است."

"الملل و النحل" کتاب معروفی است تالیف ابوالفتح محمد بن عبدالکریم شهرستانی متوفی بسال 548 هجری قمری. شهرستانی این کتاب را در سال 521 هجری قمری تالیف نموده است.

"الملل و النحل" کتابی است در باب "ارباب دیانات و ملل" و "اهل اهواء و نحل":

فردید:"ملل" عبارت از عقايد ديني و فرقه‌هايي است كه رجوعش به كتاب است، "نِحَل" عبارت از عقايدي كه رجوعش به شِرك است؛ يعني آن‌هايي كه اهل كتاب نيستند."

البته "ملت" در اینجا به معنی ترجمه "ناسیون" نیست. فردید:"کلمه "ناسیون" در دوره جدید به "ملت" ترجمه شده".

شهرستانی:

"ارباب دین ها و ملت ها: که تمسک جویند به کتابی که از آسمان آمده یا پیغمبری که بر ایشان فرستاده شده یا قائل هستند به احکام الهی از حلال و حرام، چند طایفه اند:

اهل اسلام که چندین طایفه شده اند، دیگر طایفه های یهود، وطوایف نصاری و طوایف مجوس، و بعضی از قوم صابیان" (صفحه 7 توضیح الملل ترجمه فارسی الملل و النحل)

"اما اهل اهواء و نحل: یعنی طایفه هائی که بهوی و خواهش های خود ساخته راه رفته اند و کیشها برای خود پیدا کرده اند و قائل بشرایع و احکام نیستند و بحقیقت پیغمبران و رسل اعتقاد نکنند:

از آن جمله صابئه اند، دیگر اصحاب روحانیات، حکیم هرمس، اصحاب هیاکل، اصحاب اشخاص که اصحاب سیاراتند، حرنانیه

حکمای هفتگانه از اوائل فلاسفه

حکمای متاخر که در زمان متاخرند و در در رای مخالف:...ارسطاطالیس واضع منطق....

"فلاسفه اسلامی" که کتاب حکمت خود از زبان یونانی به عربی آورده و اکثر ایشان بر رای ارسطاطالیس اند از نامهای ایشان می آوریم نه کلام ایشان که ایشان را استقلال رای نیست.... ابونصر محمد بن محمدبن طرخان فارابی، .... و مذهبی جداگانه ندارند غیر از شیخ الرئیس ابوعلی سینا

آراء عرب، معطله عرب، آراء الهند، براهمه، اصحاب بدده، اصحاب فکرت و وهم، تناسخیان، اصحاب روحانیات، ستاره پرستان، پرستندگان آفتاب، پرستندگان ماه، پرستندگان اصنام، حکماء هند(خلاصه شده از صفحات 23 تا صفحه 26 توضیح الملل ترجمه فارسی الملل و النحل)

همانطور که مشاهده می شود شهرستانی "فلاسفه اسلامی" منجمله فارابی و بوعلی سینا را در زمره اهل اهواء و نحل برشمرده و می نویسد :"این طایفه (اهل اهواء و نحلت ها) مقابل ارباب دیانات اند – تقابل تضاد(یعنی ضد یکدیگرند) – چنانکه مذکور گشت" (سرآغاز جلد دوم) و این در حالی است که "اشتغال شهرستانی به علوم عقلی و فلسفی و طرفداری وی از فلاسفه و عقاید ایشان سبب شد که علمای معاصر او را مشغول به: "ظلمات فلسفی" بدانند."(مقدمه جلالی نائینی ص 15)

در عصر شهرستانی: اشتغال به علوم عقلی اشتغال به ظلمات فلسفه تعبیر می شد. علم کلام که متکلمان در آن باصطلاحات فلسفی تمسک می جستند مذموم و طالبان آن دانش تخطئه و حتی بعضی از محدثان و فقهاء متکلمان [تا چه رسد به فلاسفه] را به "زندقه" منسوب می داشتند.(صفحه 31 مقدمه)