مصاحبه اشپیگل با فردید! قسمت دوم:"مداخله در امور سیاسی 1"
مصاحبه چاپ شده در اشپیگل 89 بند "پرسش و پاسخ" را شامل می شود در عین حال باید گفت آنچه که هرمان هیدگر در مجموعه آثار هیدگر بچاپ رسانده و ترجمه آن در سالنامه موقف منتشر شده در 91 بند تنظیم شده که این امر خود ناشی از اختلاف نظر بین هیدگر و اشپیگل در تدوین و تنظیم نهائی مصاحبه است.
45 بند از 89 بند مصاحبه چاپ شده در اشپیگل اختصاص دارد به سوالاتی در مورد نحوه ارتباط هیدگر با حزب ناسیونال سوسیالیسم کارگری آلمان (حزب نازی) در دهه 30 و موضع گیری ها و اقدامات هیدگر در این ارتباط در آن سال ها. بنظر نگارنده در مجموع اتهامات پیش پا افتاده ای به هیدگر زده می شود، قبولی ریاست دانشگاه فرایبورگ در سال 1933 (در حالی که گویا اصولا رئیس دانشگاه با رای هیئت علمی دانشگاه انتخاب می شده است)، شرکت در برخی مراسم حزبی دانشجوئی و مواردی ایراد سخنانی در تائید حزب و رهبر آن آدولف هیتلر، برخورد با استادان یهودی الاصل (که هیدگر مستدلا رد می کند) و تازه همه اینها تا سال 1935 (جنگ جهانی دوم سال 1939 آغاز می شود).
اشپیگل شاید به عمد یک موضوع مهم را در این ارتباط مطرح نمی کند و آن اینکه چرا هیدگر که پس از پایان جنگ بجرم همکاری با نازی ها محاکمه شده و تا چند سال ممنوع از تدریس و سخنرانی بوده همواره از محکوم کردن صریح نازی ها علی رغم اصرار بعضی افراد خودداری نموده است. در مورد جهت این امر، نگارنده می خواهد سخنی از استاد فردید را از حافظه نقل کند –البته تا حدی نقل به مضمون - که دقیقا هم به یاد نمی آورد از قول هیدگر بوده است یا خیر:"آلمانی های جوانی که خبری از هولدرلین داشتند پذیرای زندگی دیگر و مرگی دیگر شدند و گفتند آنچه مزاعم همگانی درباره آنها گفتند".
اشپیگل در سوال چهل و پنجم می خواهد بحث دخالت هیدگر در امور سیاسی در دهه 30 میلادی را خلاصه کند و برای این کار عبارتی از درسی از هیدگر در سال 1935 (Einführung in die Metaphysik) را نقل می کند.می دانیم که هیدگر دروس خود را قبلا مکتوب می کرده و هنگام تدریس از روی نوشته می خوانده و سپس متن را به صورت کتاب به چاپ می رسانده است. متن این درس در سال 1953 منتشر شده است. عبارتی که اشپیگل در مصاحبه آن را مطرح می کند این است:
Was heute vollends als Philosophie des Nationalsozialismus herumgeboten wird, aber mit der inneren Wahrheit und Größe dieser Bewegung (nämlich mit der Begegnung der planetarisch bestimmten Technik und des neuzeitlichen Menschen) nicht das Geringste zu tun hat, das macht seine Fischzüge in diesen trüben Gewässern der »Werte« und der »Ganzheiten
اشپیگل از هیدگر می پرسد آیا عبارت میان پرانتز در سال 1935 (زمان حکومت نازی ها) هم وجود داشته یا سال 1953 به متن اضافه شده؟ اگر عبارت داخل پرانتز را در نظر نگیریم مابقی اینطور معنی می دهد که :"آنچه امروز – یعنی سال 1935 – به عنوان فلسفه ناسیونال سوسیالیسم عرضه می شود کمترین ربطی به حقیقت درونی و عظمت این جنبش – یعنی ناسیونال سوسیالیسم – ندارد .....". این عبارت بهرحال به نحوی می تواند مدح جنبش ناسیونال سوسیالیسم تلقی شود و در عین حال طعنه ای به فیلسوفان نازی. اما جمله داخل پرانتز یعنی:
(nämlich mit der Begegnung de planetarisch bestimmten Technik und des neuzeitlichen Menschen)
می تواند معنی عبارت را کلا عوض کند. آرامش دوستدار این جمله چنین ترجمه کرده است:"یعنی مواجهه با تکنیک در گردونه جهانی خود و نیز انسان نو" ، و بهمن خدابخش:"همان مواجهه با تکنیک سیاره ای متعین که سیطره جهانی دارد و انسان عصر جدید" هر چند که هر دوی این دو ترجمه برای نگارنده ابهام دارد ولی بطور کلی می توان گفت هیدگر با این جمله داخل پرانتر، "این جنبش" را نه به جنبش نازیسم بلکه به نحوه مواجهه انسان مدرن با تکنیک به عنوان یک حوالت تاریخی جهانی معطوف می کند. البته هیدگر می گوید که در سال 1935 این جمله داخل پرانتز را نخوانده و باید گفت به این ترتیب مخاطبان خود -البته به ادعای خودش فقط جاسوس ها و احمق ها - را گمراه کرده است.
این نکته را هم باید در نظر داشت که سردبیر اشپیگل یعنی اوگشتاین سوالات خود را بر مبنای مستندات تنظیم کرده و اگر برای شایعه ای سند و مدرکی در دست نداشته در حین سوال به آن اذعان می کند. و در نهایت اینکه اتهامات وارده به هیدگر همانطور که ذکر شد مسائل حاد در حد جنایت و خیانت اعم از مادی و فکری نیست.
حال فرض کنیم ما در ایران خودمان هفته نامه معتبری داشتیم و فردید هم بهر نحو قبول می کرد در حوزه چنین مسایلی وارد مصاحبه شود، در آن صورت در مصاحبه چه اوضاعی پیش می آمد؟
هر گونه نقل مطالب آزاد است