درباره "دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان"
"دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان" عنوانی است برای کتابی حدودا 500 صفحه ای، مکتوب شده سخنان استاد فقید دکتر سید احمد فردید که به کوشش مرحوم محمد مددپور(1) چاپ اول(2) آن در سال 1381 در دو هزار نسخه توسط "موسسه فرهنگی پژوهشی نشر نظر"(3) منتشر شده است. عنوان کتاب که باید علی القاعده توسط مرحوم مددپور انتخاب شده باشد("دیدار فرهی"و فتوحات آخرالزمان") عینا از تعبیرات مرحوم فردید نیست اما در مطاوی سخنان آن مرحوم اجزاء آن وجود دارد که البته برگرفته از گنجینه مآثر و ودایع فکری و فرهنگی ماست. گفته شده خود آن مرحوم طرح "غرب زدگی" را - شاید با کمی چاشنی طنز - از "فتوحات پاریس"! (در قیاس با فتوحات مکیه ابن عربی) دانسته(4) و تعبیر "دیدار" مربوط به یکی از زمینه های اساسی تفکر فردید است و تعبیر "فرهی" نیز مورد توجه وی بوده است (مثلا در "دیالک تیک فرهی") اما در مجموع نمی توان مدعی شد فردید صراحتا خود را نائل به "دیدار فرهی" می دانسته و یا می گفته که در آخرالزمان "فتوحاتی" برای وی حاصل شده است، هر چند که حوالت فردید و آن "سایه روشن" حصول و حضوری که فردید در آن مطالب خود را طرح می نموده بنابه اشارات خود وی نمی تواند یکسره خالی از این موارد بوده باشد.( "آخر زمان را برای من مددی که رسیده است سی سال ازنو خواندن کلمات است"1361 ) در هر حال این عنوان "دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان" اگرچه نازیبا نیست ولی کسی که آن را در ویترین کتابفروشی و روی جلد این کتاب ببیند بیشتر ذهنش می رود به اینکه کتابی است مشتمل بر مضامین عرفانی و اشراقی در حالیکه با باز کردن کتاب خواننده وارد جدالی سهمگین با دوهزار و پانصد سال تاریخ غربزده از صدر یونان تا انقلاب اسلامی ایران می شود.
مرحوم مددپور در مصاحبه ای که کمی قبل از درگذشتش انجام داده می گوید:" اين كتاب ۱۵سال پيش آماده چاپ شد ولى خب بنا به مصلحت انديشى هايى چاپ نشد" (5) و از اینکه در سال 1381 چه مصلحتی موجب چاپ آن شده هم سخنی بمیان نیاورده است ولی بهرحال چاپ این کتاب با توجه به اوضاع سیاسی آن زمان کشور و بالاخص با توجه به مطالبی که فردید در باب اشخاص مختلف مطرح کرده بود جنجال برانگیز شد و ظاهرا پس از انتشار این کتاب بود که طیف سیاسی اصلاحاتچی ها به این نتیجه رسیدند که می توانند مزورانه از طریق فردید طیف مقابل را به خشونت طلبی متهم و فردید را را تئوریزه کننده این خشونت معرفی کنند. این امر در همین مصاحبه روزنامه شرق از طرف مصاحبه کننده کاملا مشاهده می شود.
در برابر این کتاب عکس العمل های مختلفی ابراز شد. برخی از اطرافیان فردید از انتشار آن اظهار نارضایتی کرده و مدعی شدند که چهره فردید را مخدوش کرده است.(6) کسان و جریان هائی که فردید به آنها تاخته بود متقابلا به فردید هجوم آوردند، معدودی هم از فردید به نحوی دفاع کردند که بنظر می رسد کل این ماجرا به عنوان یک موضوع مستقل در حد خود قابلیت تحقیق و بررسی داشته باشد.
اما غرض نگارنده از نوشتن این سطور مقدمه ای بود برای وارد شدن به متن کتاب و بررسی مواردی که بتواند به ایضاح و روشن شدن برخی از مطالب مندرج در آن کمک کند. در عین حال لازم است مشخص شود که این متن از کجا آمده و چگونه تدوین و نهائی شده است. مددپور در پایان مقدمه طولانی ای که در چاپ اول به موخره تبدیل و در چاپ دوم به نقل همین قسمت آخر آن اکتفا شده می نویسدکه:"مشکل تدوین این مجموعه از گفتارها این بود که کلمات ضبط شده در نوار اغلب از نظر صوتی با توجه به وضع زبانی استاد واضح نبود و حالت نوشتاری نداشت. از طرفی کلمات لاتین و ریشه ها اغلب به جهت فقدان صورت کتبی خوانا نبودند لذا در بازنویسی رجوع به فرهنگها امری ضروری می نمود. از اینجا در این بازنویسی برخی ریشه های اضافی با الفبای لاتین نیز آمد که در متن اضافه شده است. در تدوین عبارات اغلب در قسمتهائی که گسستگی وجود داشت راقم این سطور جملات یا کلماتی را اضافه کرده تا عبارات مفهوم شوند و به صورت متن نوشتاری در آید. علیرغم این ترتیبات هنوز برخی از کلمات به صورت الفبای لاتین ضبط نشده و نیاز به وقت بیشتری برای تصحیح داشته است. با توجه به این مراتب تعبیر بازنویسی برای گفتار بی آنکه تصرفی تام و بیگانه در متن انجام شود ، تعبیری صحیح است و امیدوارم در مراحل بعد که گفتارهایی دیگر تصحیح و بازنویسی می شود اشکالات احتمالی متن کنونی رفع شود."(7) در عین حال مددپور در هیچ کجای متن چاپ شده به اینکه چه مواردی را تغییر داده و یا اضافه و یا حذف کرده است اشاره ای نکرده. در چاپ دوم در حالیکه مددپور فوت کرده بود برخی منجمله نگارنده ایراداتی را که بنظر رسیده بود اطلاع داده و تصحیحاتی صورت گرفت ولی جای آن داشت و دارد که متن با استفاده از نوارها تصحیح گردد که متاسفانه نگارنده نوارهای مربوطه را در اختیار ندارد. بعلاوه مددپور خود به حذف بعضی از مطالب تصریح دارد:" كتابى هم كه به قول شما اين همه غائله برانگيخته است حالا ملاحظاتى هم داشته مثلاً من اسم حداد عادل يا آقاى مكارم شيرازى يا حتى داورى را هم در برخى جاها حذف كردم"(8) یک نکته عجیب هم این که تاریخ ایراد هیچیک از گفتارها مشخص نشده (9) و این احتمال هم وجود دارد که در برخی از موارد مطالب دو یا چند سخنرانی ادغام شده باشد. چنانچه خود مددپور در همان مصاحبه می گوید:" كتاب همان طور كه گفتم در واقع تركيبى است از مطالب يادداشتى من در دوره هاى مختلف. ۲۳ گفتارش، ۲۳ يا بيشتر نوارى بود كه بسيار مغلوط و بسيار عجيب و غريب بوده..." البته آن خدابیامرز در هنگام انجام این مصاحبه تحت فشار زیادی از سوی دو طرف ماجرا قرار داشته که چنین ادعای گزافی کرده است. می توان حدس زد که مددپور کار مکتوب کردن سخنان فردید از 23 نوار یا بیشتر را به برخی از جوان های دوروبرش سپرده و سپس خودش متن های تهیه شده را که بنابر انتظار مغشوش و مغلوط باید از کار درآمده باشد(10) با این گمان که آنچه آنان تحریر کرده اند همان است که فردید گفته به تصور خودش تصحیح کرده است. برای اثبات احتمال صحیح بودن چنین حدسی می توان از تحریری که شخص دیگری مستقل از مددپور در همان دهه 60 از روی نوار یکی از جلسات انجام داده و مقایسه آن با کار مددپور استفاده کرد. "اگزیستانس و اگزیستانسیالیسم" عنوان گفتار یازدهم "دیدار فرهی و فتوحات آخر الزمان" – صفحات 235 تا 263 – است. مددپور در صفحه 245 ذیل زیرعنوان "اگزیستانس هیدگر و Dasein " سخنان فردید را چنین بقول خودش بازنویسی کرده است:
"هیدگر در کتاب "وجود و زمان" اگزیستانس را به انسان اختصاص می دهد، اما اگزیستانس او در این باب فرق دارد. چنانکه با شلینگ فرق می کند و نیز با فلسفه های سابق به معنی اخص که اگزیستانس به انسان اختصاص پیدا می کند"
همین قسمت در متن دست نویس در اختیار نگارنده که محرر آن معلوم هم نیست چنین تحریر شده است:
"هیدگر در کتاب وجود و زمان اگزیستانس را به انسان اختصاص می دهد، اما فرق دارد با کیرکه گور، فرق دارد با شلینگ، فرق دارد با فلسفه های سابق اگزیستانس به معنی اصلی که خاص می شود به انسان، تخصیص پیدا می کند به انسان"(11)
می بینیم که متن دوم که به گفتار نزدیک تر است عمیق تر و اصیل تر می نماید تا متن بازنویسی شده مددپور و همکاران احتمالی که بعضی موارد اصلی مثل اشاره به "کیرکه گور" را اصلا نیاورده اند و می توان نتیجه گرفت که بازنویسی مددپور می تواند بیشتر به زیان گفتار فردید بوده باشد تا در جهت کمک به بهتر فهمیده شدن مطالب. بعلاوه اینکه مددپور تقریبا هیچ توضیحی – جز موارد بسیار محدود – برای کمک به روشنتر شدن مطالب در طی بیش از 400 نتوانسته به خواننده ارائه کند.
حال پرداخته می شود به نتایج بررسی متن اولین گفتار کتاب و اینکه چه اشکالات و ابهاماتی بنظر می رسد و چه توضیحاتی لازم است یا می تواند ارائه شود:
گفتار اول. علم الاسماء تاریخی (صفحه 17 تا 27 چاپ اول) (ادامه دارد)
1 – مددپور، محمد، 1334 بندر انزلی 1384 تهران
2 – چاپ دوم ، تهران 1387 در 1500 نسخه با تغییرات
3 – صاحب امتیاز نشر نظر یرای نگارنده مشخص نشد.
4 – "غربزدگی که دهلیزی به فکر اوست و به تعبیر خود وی جزو «فتوحات پاریس» وی به شمار میآید"، رضا سلیمان حشمت مصاحبه با همشهری 23/5/1387
5 – "من مسلك ديگرى دارم" مصاحبه مژگان ایلانلو با محمد مددپور، روزنامه شرق، چهارشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۸۴
6 –حسن رحمانی در مصاحبه با سایت خبرگزاری ایران 27/5/1393
7 – صفحه 510
8 – مصاحبه شرق
9 – تاریخ ها
10 – "جوان ها با همه علاقه ای که دارند...وقتی می خواهند پیاده کنند چون زبان من و دید من نسبت به این دیدِ امروزی خلاف آمد عادت است در می مانند، در پیاده کردنش." (درباره مفهوم زمان صفحه 26)
11 – روشن است که فردید در حین بیان مطلب "خاص می شود به انسان" را با بیان بهتری یعنی "تخصیص پیدا می کند به انسان" جایگزین کرده است.
هر گونه نقل مطالب آزاد است