درباره حواشی "المعجم الوسیط"
"میبدی – میگویند حرف ، حرف می آورد ... به فاشیسم رسیدیم . بگوئید ببینم همکاری هیدگر با فاشیسم و ناسیونال سوسیالیسم هیتلری را چطور توجیه میکنید ؟
فردید – دروغ است....دروغ است . هیدگر هیچوقت با فاشیزم و ناسیونال سوسیالیستها همکاری فکری نداشت. این شایعاتی است که روشنفکران بعد از جنگ، به آن پر وبال دادند .
میبدی – شایعه نیست. حقیقت است. حقیقت را که نمیتوانید انکار کنید.
فردید – شما "حقیقت" میگوئید و "واقعیت" مراد میکنید. "حقیقت امروز" در " واقعیت همگانی امروز " محو و نابود است.
میبدی – حرفم را تصحیح میکنم: چرا واقعیت همکاری هیدگر را انکار میکنید؟
فرديد – من انکار نمیکنم...اما اگر بخواهید به آنچه که هیدگر در زمان هیتلر کرده کلمه "همکاری" را اطلاق کنید، حرفتان را قبول ندارم"(1)
آیا پاسخ فردید حقیقتا عالی و هوشمندانه نیست؟ هیدگر در زمان هیتلر "واقعا" چه کارهائی کرده است و حقیقت آن اعمال چه بوده است؟
حیفم می آید که قبل از ادامه مطلب این خاطره از مرحوم فردید را جهت انبساط خاطر بیشتر نقل نکنم. کسی از یکی از علاقمندان استاد فقید دکتر سید احمد فردید نقل می کرد که:"در اواخر عمر فردید که استاد با خاطری مکدر عزلت گزیده(2) بود و هر کسی نمی توانست به ملاقات آن مرحوم برود، نزدیک منزل استاد کشیک می کشیدم تا کی ایشان از خانه بیرون بیاید بلکه بتوانم چند کلمه ای با وی صحبت کنم. یکبار استاد از منزل بیرون آمد و رفت تا دکه روزنامه فروشی سر خیابان و ایستاد به نگاه کردن عناوین اخبار روزنامه ها، رفتم و از پشت سر گفتم استاد می گویند هیدگر نازیست بوده! استاد خیلی راحت و بدون اینکه سرش را برگرداند جواب داد: من خودم هم نازیست هستم!".
حالا هیدگر که روشنفکران اروپا طرفش بوده اند، وای به فردید که در اینجا با شبه روشنفکران و موجودات وطنی طرف بوده و باید اعتراف کرد که اینها تا حد بسیار زیادی موفق شده اند حقیقت افکار و اعمال فردید را در واقعیت همگانی امروز– البته تا حدی هم در سایه کم کاری ها و ندانم کاری های میراث داران آن مرحوم! - محو و نابود کرده و فردید را نه تنها همکار فاشیسم و نازیسم و طرفدار مارکسیسم و کمونیسم و تئوریسین خشونت و آمر قتل های زنجیره ای و ... بلکه بگونه ای معرفی نمایند که گوئی نه فلسفه می دانسته و نه حکمت نظری و نه آلمانی و نه فرانسه و زبان های دیگر، و اصلا کتاب های هیدگر را هم نخوانده بوده و نه زبانشناسی سرش می شده و نه اتیمولوژی.
البته کوشش برای محو فردید در واقعیت همگانی هر روزینه(3) تقریبا بلافاصله پس از شروع سخنرانیهای وی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران با نسبت دادن انواع و اقسام مسائل به وی شروع شده بود تا جائیکه خود فردید در همان اوائل می گوید (نقل به مضمون) با این چیزهائی که به من نسبت می دهند باید از روحانیون متشکر باشم که تا بحال اعدام نشده ام!
اما توقع این بود پس از فوت فردید و بالاخص با ایجاد "بنیاد فردید" و مطابق با انتظار اطرافیان و علاقمندان وی چند اثر آماده طبع در در بین دست نوشته های آن مرحوم یافت و با انتشار آنها حواشی کم رنگ و به اصل مطالب پرداخته شود و حتما بهمین جهت هم بوده که اولین موضوع اساسنامه بنیاد فردید "حفظ و نگهداری مجموعه کتابخانه اهدائی و انتشار آثار دکتر سید احمد فردید که توسط وراث آن مرحوم جمع آوری گردیده است" اعلام گردیده است. اما در عمل مشخص شد که ظاهرا آن بخش از آثاری که مربوط به یادداشت های استاد "در معقول اسلام و غرب" می گردید قبلا توسط دیگرانی جمع آوری گردیده است! اما حجم قابل توجهی از یادداشت های و دست نوشته های ایشان در زمینه "زبان و اتیمولوژی" از دفاتر دست نویس بنظر آماده چاپ تا دفترچه ها و یادداشت های پراکنده اتیمولوژیک و حاشیه های اتیمولوژیک بر فرهنگ های متعدد و به زبانهای مختلف هنوز موجود بوده که به بنیاد فردید تحویل شده است. در این میان از همان ابتدا مدام از حاشیه های استاد بر یک فرهنگ نام برده می شد و الباقی در سایه آن قرار می گرفت:"حواشی "المعجم الوسیط"".
درباره این فرهنگ در پایگاه دانشنامه تخصصی ویکی نور چنین آمده است:
""المعجم الوسیط"، فرهنگی سنتی-مدرن است که توسط فرهنگستان زبان عربی قاهره با مشارکت انجمنی تخصصی و به شیوه ریشهای/جذری در قالب دو مجلد در سال 1960 انتشار یافته است"(4)
گویا این فرهنگ مورد توجه مرحوم فردید قرار گرفته بوده است. دکتر غلامرضا اعوانی که در دهه چهل مدتی دستیار استاد فردید در بنیاد فرهنگ ایران بمنظور تدوین یک فرهنگ فلسفی چند زبانه بوده است می گوید:"مثلا وقتی که کتاب معجم الوسیط از سوی فرهنگستان مصر چاپ شد، دکتر فردید اعتقاد داشت که کار خیلی خوبی است، حواشی بر این کتاب نوشت و بر آن بود که براساس اطلاعات این کتاب میتوان ادعا کرد که میان زبانهای یونانی و عربی ارتباط وجود دارد و این را براساس یک مقایسۀ تطبیقی بیان میکرد."(5)
بهر حال از ابتدای تاسیس بنیاد فردید، این حواشی در هیئت مدیره بنیاد و همچنین بین دیگر علاقمندان ایشان واجد اهمیتی خاص تلقی شده است.(6) همانطور که در نوشته های قبلی این وبلاگ هم اشاره شده، اینطور مطرح می شد که مرحوم فردید طی یادداشتی وصیت کرده که مرحوم دکتر "محمد مایل" این کار را آماده چاپ و انتشار نماید که البته ایشان قبل از اینکه بخواهد یا بتواند اقدامی در این باب انجام دهد درگذشت. سپس گویا مرحوم سید عباس معارف با همکاری مسعود گلستان حبیبی به این کار همت گماشت که آنهم ظاهرا به جائی نرسید. این توجه در سالهای بعد هم ادامه داشته است بطوریکه بگفته آقای دکتر فرنو در همایش بزرگداشت بیست و دومین سالگرد درگذشت وی در فرهنگسرای اندیشه: "اکنون بنیاد فردید روی استخراج حواشی از «معجم الوسیط» متمرکز شده".(منبع:ایبنا) لذا در مجموع می توان نتیجه گرفت که بنیاد فردید حداقل ربع قرن است که روی حواشی استاد در معجم الوسیط متمرکز شده است!
این تمرکز بیست و پنجساله بی نتیجه، در حالیکه در این مدت هیچ مطلب دیگری نیز از سوی بنیاد در باب کار مرحوم فردید در زمینه "زبان و اتیمولوژی" منتشر نشده، در طی سالیان اولا علاقمندان به این مباحث را محروم نگه داشته و ثانیا موجبات بی احترامی و توهین نسبت آن مرحوم را فراهم آورده در حالیکه مساله همچنانکه خود استاد تاکید داشته است یک مساله علمی است و نیازی به اینگونه برخوردها ندارد.
نگارنده بعنوان وکیل مدافع خود خوانده و بی جیره و مواجب مرحوم فردید تا کنون چند بار در این وبلاگ به این مساله پرداخته است و از آنجا تخصص و آشنائی کافی با موضوع را نداشته ناچار به درخواست برای انجام فعالیتی در این باب از سوی بنیاد و دیگر افراد ذیصلاح بسنده کرده است. اما در نهایت اکنون وقوع این پیش بینی مرحوم فردید را که (نقل به مضمون):"من که بروم اینها هم خواهد رفت" هر سال محتمل تر از سال قبل بنظر می بیند. به همین جهت موارد ذیل را که کارهای چندان مشکلی هم نیست و انجام آن نیاز به بودجه و تشکیل "هیئت علمی" در بنیاد را هم ندارد پیشنهاد می نماید:
الف – فهرست کاملی از باقیمانده میراث مکتوب استاد در زمینه "زبان و میتولوژی" با ذکر مشخصاتی چند تدوین و در مطبوعات یا فضای مجازی بهمراه نمونه ای از تصویر صفحاتی از هر مورد جهت آگاهی علاقمندان منتشر شود.
ب – در مورد حواشی "المعجم الوسیط" از افراد علاقمند و وارد به این مسائل که حاضر باشند تبرعا این حواشی را بررسی نمایند دعوت شود تا گزارشی در این باب تهیه کنند و مشخص نمایند استاد فردید از حاشیه نویسی به لغات این فرهنگ چه منظوری داشته و تا چه حد کار کرده و کار وی در کجای ادبیات این رشته – احتمالا زبان شناسی تاریخی تطبیقی یا زبانشناسی نوستراتیک، هر چند که در نهایت فردید را در اطار(7) این دسته بندی ها نتوان محدود کرد – قرار می گیرد و تا چه حد می تواند اهمیت داشته باشد یا به عبارت خلاصه این حواشی را نقد نموده و نتیجه جهت تصمیم گیری در مورد ادامه کار مورد استفاده قرار گرفته و البته به نحو مقتضی به اطلاع علاقمندان رسانیده شود.
1 – روزنامه رستاخیز 20 مهر و 11 آبان 1355 ذکر این نکته هم لازم است که این که میبدی سخنان استاد در این مصاحبه را تا چه حد صحیح منعکس کرده باشد بر نگارنده معلوم نیست.
2 – این تعبیر را هیدگر در پاسخ به نود و نهمین سوال مصاحبه با اکسپرس در مورد خودش بیان کرده است. مرحوم فردید solitaire را در مقدمه مصاحبه به "عزلت گزینی" . در پاسخ نود و نهم به "کناره گیری" ترجمه کرده است.
3 – مرحوم فردید بجای "هرروزه" و شاید "روزمره" تعبیر "هرروزینه" را استفاده می کرد مثل "اشتغالات هرروزینه". این تعبیر در یکی از زیر عنوانهای دفتر پنجم نیز متنوی بکار رفته است :"تمثیل فکر هرروزینه کی اندر دل آید..."
4 – در سایت ویکی نور سال چاپ کتاب 1389 و محل چاپ استانبول نوشته شده بود. نگارنده در یادداشت های خود سال چاپ کتاب مورد استفاده استاد را 1361 نوشته بود اما بقرار اطلاع یکی از مطالعه کنندگان محترم این کتاب برای اولین با در سال 1360 در مصر چاپ شده است.
5 – "فرازهائی از حیات معنوی دکتر غلامرضا اعوانی"، کتاب ماه فلسفه فروردین 1392
6 – در سالنامه موقف شماره دوم سال 1383 تحت عنوان "آثار" آمده است: "حواشی مفصل معنائی و اتیمولوژیک به فرهنگ های زبان های آلمانی، یونانی، لاتین، فرانسه و نیز کتاب های معنبر اتیمواوژیک مانند بارتولمه، مایرهوفر، پوگورنی، والده، کلوگه و ... و مهم تر از همه حواشی مفصل به فرهنگ عربی "معجم الوسیط" در دو جلد". یکی از دانشجویان قدیمی استاد نیز در وبلاگ نیهور 2/12/87 بدون ذکر نام خودش چنین می نویسد:" البته چنان که میدانیم، مهمترین تلاش اتیمولوژیک استاد یعنی حواشی اتیمولوژیک بر فرهنگ لغت عربی «معجم الوسیط» توسط شاگرد خلف ایشان یعنی مرحوم معارف تا حدودی تدوین یافته است و این بخشهای تدوین یافته هم اینک در بنیاد فردید موجود است که انشاءالله با همت دوستان بنیاد هرچه سریعتر نشر خواهد یافت."
7 – "اطار" را فردید در بحث آزادی روزنامه رستاخیز 3 مرداد 1357 بجای "چهارچوب" بکار برده:"اطار چیزی ؛ هر آنچه آنرا احاطه کند. گرداگرد چیزی (فرهنگ آبادیس)
هر گونه نقل مطالب آزاد است