در میان یادداشت های باقیمانده از مرحوم فردید دوسه صفحه ای بود که بنظر می رسید سرفصل هائی ای است برای یک سخنرانی در باب زبان و اتیمواوژی. کلمات نوعا درشت تر و عبارات با فاصله بیشتر از معمولِ دیگر دست نوشته های موجود آن مرحوم نوشته شده بود. بعلاوه حروف هم طوری نوشته شده بود که من ابتدا تصور کردم باید مربوط به اواخر عمر ایشان باشد و علت مرتعش بودن خط، لرزش دست نویسنده. اما بعد به عباراتی از دست نویس استاد برخوردم که بطور مسلم مربوط بود به اواخر عمر ایشان – مثلا چند جمله در حاشیه کتابی مربوط به درس آمار که سال 1372 چاپ شده بود! – با خطی منسجم که مشخص بود که خط خود ایشان است – و این تصور را باطل کرد. مضمون عبارات هم بگونه ای بود که مربوط به قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هم می توانست بوده باشد. بعضی از عبارات این یادداشت را من اینجا و آنجا در وبلاگ ها نقل کرده ام، در عبارات هم "خبر" آمده بود و هم "انشاء"، و بنظر می رسید برای سخنرانی در جمعی نسبتا سطح بالا – حداقل به لحاظ مدارج تحصیلی علمی و مناصب حضار – یادداشت شده است. عبارات هم صریح بود و هم فشرده و هم عمیق و بعضا حسابی اعصاب خرد کن! :

"وجود و عدم شیئی با زبان ما اثبات می پذیرد"(1)

دلالت جمله خیلی ساده و روشن است، میماند اینکه فردید در اینجا از "وجود" و "عدم" و "شیئی" و "زبان" و "اثبات" و حتی "ما"، چه معنی ای مراد کرده است و اینها را هم که همه می دانیم ماشاءالله!

اولین عبارت این یادداشت ها این بیت حافظ بود:

شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد/ دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود

و بعدی:

در جمال تو چنان صورت چین حیران شد/ که حدیثش همه جا بر در و دیوار بماند

و عبارت های بعدی:

مجاز شعری عین حقیقت است و حقیقت غیر شعری عین مجاز

رابطه فلسفه نو با زبان

زبان درازی و یادداشت برداری

چهار {یک یا دو کلمه ناخوانا} وجود، زمان، زبان، - تاریخ و خدا و حق

رسیدگی زبان فارسی و عربی و اتیمولوژی آندو هستم(2)

کار برای بعد از مرگ

یک زبانشناس آمریکائی بزبان حصول نه زبان حضور حافظ همین مساله را بیان کرده است

البته عبارات ادامه دارد اما تا اینجا عبارات را نقل کردم برای اینکه بپرسم که اولا این کدام "مساله" می تواند باشد که حافظ و یک زبانشناس آمریکائی هردو بیان کرده اند و دیگر اینکه این زبانشناس آمریکائی چه کسی می تواند بوده باشد؟

نگارنده بدون اینکه اهلیت تفکر و حتی اندیشه در باب این مسائل را داشته باشد همینطوری بر اساس ظواهر مطلب حدس می زند "مساله" مورد نظر فردید، در بیت اول نقل شده از حافظ ملموس تر است. آدم هنوز در بهشت بود، هنوز در مرحله فرشتگی بود، هنوز گناه و بعد استغفار نکرده بود، هنوز "تلقی کلمات من ربه" نکرده بود، یعنی هنوز زبان پیدا نکرده بود که شعر حافظ - یعنی "زبان"؟(3) - بود، و در بهشت زینت اوراق دفتر نسرین و گل بود.

حالا که کسی به کسی نیست بگذارید یک حدس ناشیانه دیگر هم بزنم و آن اینکه آیا زبانشناس آمریکائی موردنظر فردید ممکن است "نوام چامسکی" بوده باشد؟

در ادامه یادداشت فردید همان عبارتی را نوشته است که قبلا به آن اشاره شد:

وجود و عدم شیئی با زبان ما اثبات می پذیرد

و بعد:

رحمانی و شیطانی بودن زبان حصول و حضور

و بعدی:

انسان است که می نامد حصولا و حضورا

و فعلا تا رسیدن به پاسخی در مورد سوال مطروحه به همین مقدار از نقل مطالب آن یادداشت اکتفا می شود.

1 – در اینکه "با زبان ما..." باشد یا "با زبان ، ..." تردید دارم.

2 – عینا نقل شده است می توان حدس زد که "مشغول رسیدگی....." منظور بوده باشد.

3 – و آیا می توان پرسید کدام زبان؟