در باب کتاب:"درباره مفهوم زمان، گفتگو با احمد فردید"
آقای دکتر علی قیصری (1) در شماره سوم سال اول ماهنامه مهرنامه (خرداد 1389) تحریری از"سخنان از استاد فقید دکتر سیداحمد فردید ذیل عنوان "درباره مفهوم زمان، اگر می گفتم آخرالزمان، جماعت رم می کردند"، منتشر نمود، با این توضیح در عنوان مطلب که متن گفتگوی(2) منتشرنشده ای است با احمد فردید. این متن نیز واجد خصوصیات مشترک همه متن هائی – منجمله تحریرهای نگارنده – که از استاد فقید دکتر سیداحمد فردید منتشر می شود، بود، بالاخص اشتباهاتی در تحریر برخی کلمات. نگارنده اگرچه صوت را نشنیده بود و در اختیار نداشت ولی برخی از این موارد را حدس زده و در مطلبی با عنوان "چند توضیح درباره متن گفتگوی دکتر علی قیصری با استاد فردید" در تاریخ 10 اردیبهشت 1390 در همین وبلاگ درج نمود. متعاقبا با یک فاصله زمانی آقای دکتر قیصری طی یادداشتی (یادم نیست با ایمیل یا در اظهارنظرهای همین وبلاگ) اطلاع داد که از این موارد در چاپ مجدد مطلب استفاده خواهد نمود. متقابلا نگارنده پیشنهاد نمود حالا که ایشان انتشار مجدد این مطالب و گویا مطالب ضبط شده دیگری از استاد را در نظر دارد بیفایده نخواهد بود که فایل صوتی موردنظر را به نحوی به نگارنده برساند تا کار تحریر سخنان آن مرحوم را (البته بدون هیچگونه چشمداشتی) نگارنده نیز انجام داده و به دست ایشان برساند تا شاید از تعداد اینگونه اشتباهات کاسته شود. این پیشنهاد که غیرمستقیم و با واسطه یکی از علاقمندان مرحوم فردید به ایشان ارائه شد نمی دانم از چه روی مورد توجه ایشان قرار نگرفت (شاید تحت تاثیر نظریه توطئه که منجمله خود ایشان به فردید نسبت می دهند!(3))
اخیرا متوجه شدم دکتر قیصری کل مطالب ضبط شده توسط خودش از سخنان مرحوم فردید را در قالب کتابی با عنوان :"درباره مفهوم زمان، گفتگو با احمد فردید" چاپ و منتشر نموده است آنهم با اشکالات متعدد و متنوع! البته ایشان در قسمت های تجدید چاپ شده، موارد قبلی موارد تذکر نگارنده را مورد توجه قرار داده است اما در مابقی کتاب اشکالاتی از همان قبیل هم باز به وفور مشاهده می شود. لذا بر خود واجب دانستم به قصد تلافی! هم که شده تعدادی از اشکالات را ذیلا متذکر شوم و مجددا از ایشان خواهش نمایم به نحوی صوت مورد استفاده را به نگارنده برسانند چه بسا به سبب تمرین بیشتر نگارنده در تحریر سخنان استاد موارد بیشتری نیاز به تصحیح داشته باشد و چه بسا شاید از موارد کثیری هم که طبق توضیحات خود ایشان در حاشیه کتاب که نامفهوم تلقی و حذف شده (4) برخی قابل تحریر باشد. واضح است که در صورت تصحیح حتی همه موارد نیز اتفاق خاصی نخواهد افتاد نه از اظهارنظرهای خصمانه و غیرمنصفانه (مثل آنچه خود آقای دکتر قیصری در صفحه 10 همین کتاب اظهار نموده است) کاسته خواهد شد و نه کمک چندان مهمی به درک و فهم صحیح سخنان فردید خواهد بود اما این حداقل کاری است که بنظر می رسد در مورد این کتاب باید انجام گرفته و بنحوی باطلاع خریداران و مطالعه کنندگان کتاب برسد.(5)
بفرض الآن یک دانشجوئی در ایران بیاید خدمت دکتر قیصری و از ایشان سوالاتی بکند مثلا در مورد "مبانی فکری انقلاب مشروطه" که گویا تخصص ایشان هم هست و پاسخ های ارتجالی ایشان را هم ضبط نماید و بعد بیست سال بعد از مرگ ایشان آن پاسخ ها را تحریر نموده خیلی از قسمت ها را نامفهوم اعلام و حذف کند، موارد متعدد دیگری را به اشتباه بشنود و موارد متعددی هم جملات تحریر شده را نامفهوم باقی بگذارد و در مواردی با اضافه کردن کلماتی از خود معنی عبارات را به غیر آنچه مقصود ایشان بوده جلوه دهد و حاصل را بکند یک جلد کتاب آنهم با جلد سخت در 125 صفحه، منتشر شده توسط نشر "مورخ" قم! خب حالا چه توقعی دکتر قیصری از آن شخص می تواند داشته باشد جز سعی در تصحیح موارد و اطلاع رسانی در باب آنها؟
نگارنده بنا به تجربه با اطمینان خاطر می تواند بگوید که فردید هم - مثل معمول همه دیگران – سخنی بی معنا و مفهوم را بر زبان جاری نمی ساخته مگر اینکه به عمد و به جهاتی جمله را طوری گفته باشد که در صورت لزوم جای فراری برای خودش باقی بگذارد!(6) کسانی که کار تحریر سخنان ارتجالی دیگری را انجام داده باشند می دانند که چه بسا مطالب پس از تحریر شدن بی معنا و مفهوم بنظر می رسد و لازم است برای تصحیح و تکمیل به گوینده ارجاع داده شود(7). البته آقای دکتر قیصری نمی توان توقع داشت برای تصحیح مطالب به مرحوم فردید در دنیای دیگر مراجعه نماید، ولی می توان انتظار داشت که از حداکثر امکانات برای تحریر درست تر مطالب استفاده کند.
حال در اینجا با صرفنظر از جمله های نامفهوم و بی معنی و مشکوک و بسیاری اشکالات جزئی تر، به تعدادی از موارد اشکال مشخص تر که می توان در متن مذکور حدس زد ذیلا اشاره می شود :
1 - در صفحه 21 آمده است:"....فلسفه های تاریخ را در مقابلش ، تمام اینها را نفی می کنم : اعم از اینکه هگل باشد، مارکس باشد، ضد مارکس باشد، نفی می کنم. چرا ؟ برای اینکه اسکاتولوژیک فکر می کنند.".
چرا فردید باید فلسفه تاریخ کسانی را به جهت اینکه اسکاتولوژیک فکر می کرده اند نفی کند در حالیکه مطالب همین گفتگو حاکی از این است که خودش اسکاتولوژیک فکر می کرده؟ لذا بنظر می رسد "اسکاتولوژیک فکر می کنند" در واقع باید "اسکاتولوژیک فکر می کنم" بوده باشد. به عبارت دیگر فردید می گوید چون اسکاتولوژیک فکر می کنم فلسفه های تاریخ مورد اشاره را نفی می کنم.
2 – در صفحه 26 آمده است:"ببینید، از اول که بنده شروع کردم عنوانش غربزدگی و زوال اندیشه بود..."
اگر عناوین سخنرانیهای فردید را در اینترنت جستجو کنیم به راحتی می توان دریافت که استاد باید گفته باشد "غربزدگی و زبون اندیشی" و نه "زوال اندیشه"! اصولا هر که تا حدی با مطالب نقل شده از فردید آشنا باشد لاجرم باید این اصطلاح "زبون اندیشی" را شنیده باشد.
3 – باز در همان صفحه 26 آمده است:"بحران ایمانی و زندقه در عصر حاضر" که بر اساس همان مستندات ذکر شده در واقع "بحران جهانی" باید باشد نه "بحران ایمانی".
4 - باز در همان صفحه 26 آمده است:" حقیقت و واقعیت در رابطه آنها با مواقب و مواقیت تاریخی"
در اینجا هم "مواقف" درست است نه "مواقب"(می تواند این مورد اشتباه تایپی بوده باشد و نه از سر بی اطلاعی)
5 - در صفحه 27 آمده است :"با توجه به (در زیرنویس یک واژه نامفهوم اعلام شده)[احتمالا عنوان پنجم] اصول عقاید بعضی از صاحبنظران" که با توجه به متن اعلامیه مربوطه "با توجه به اقوال بعضی از صاحبنظران" باید بوده باشد.
6 – باز در همان صفحه 27 آمده است:" هفتم، اسنو خرد (در پرانتز عقل مکنون منسوخ بشری امروز و فردا)، و غفلت از نیوشا خرد (در پرانتز: عقل محبوس انسانی پسفردا)" که بازطبق اعلامیه مربوطه (و همچنین مواضع متعدد دیگری در سخنان استاد) "عقل مکنون منسوخ" باید "عقل مطبوع ممسوخ" باید باشد و "عقل محبوس انسانی"(!) در واقع "عقل مسموع انسانی".
7 - در صفحه 29 آمده است:"حالا، "هرمس" را خیلی حرف زده اند که کی بوده، خدای انفاس، بنده وارد نمی شوم". احتمالا به جای "خدای انفاس" باید "خدای انباء" گفته شده باشد. نگارنده در یک موضع از سخنان در دسترس استاد به این تعبیر برخورده است که با این توصیف که هرمس واسطه بین حق و خلق بوده جور در می آید.
8 – در صفحه 31 آمده است:""هدف" را در موضع "ظن" استعمال کردند پیشینیان." که بنظر می رسد "موضع ذم" باید گفته شده باشد و نه موضع "ظن".
9 – در صفحه 32 آمده است :"این کلمه کالی در لاتینی شده کالیگور یعنی کاتاستروف ها و دزاستر و تمام بلاها و آفات، به معنی عقل سیاه هم هست" که بنظر می رسد "عهد سیاه" بوده باشد و نه "عقل سیاه". البته "کالیگور" هم مشکوک بنظر می رسد.
10 - در صفحه 34 آمده است :"یک پریروزی بوده ، یک ابراهیمی بوده ، یک اسلامی (که [حالا] می خواهند تجدید کنند) "اوی نیا" یا "نیک منشی" را" که بنظر می رسد [حالا] بی جهت اضافه شده چرا که اشاره به ظهور اسلام است و نه انقلاب اسلامی کنونی.
11 - در صفحه 37 آمده است:"بایستی اسلام مرتب بیاید و بیاید تا این زمانی که غریب باشد و اصل غاره و "کالینگا" بزندش!" احتمالا "اصل غاره" باید "عصر قارعه" بوده باشد اما "کالینگا" را (مثل همان "کالیگور"فوق الذکر) نمی دانم استاد بکاربرده است یا خیر، خدا می داند شاید همان "کالی یوگه" در واقع گفته شده باشد.
12 - در صفحه 41 آمده است:" اصلا چرا ندارد . یعنی حمایت [؟] اینطور آمده". وقتی "چرا" ندارد معلوم است که "حوالت" باید بوده باشد و نه "حمایت".
13 - در صفحه 42 آمده است :" اما مساله این است که انسان که روز است و کل نوافل است و شب است و کل الفرائض". که بنظر می رسد باید "قرب نوافل" و "قرب فرائض" بوده باشد.
14 - در صفحه 45 آمده است:" ...خدا خواسته بود و او {دکارت} [به حساب خودش] مجری تاریخ است". در اینجا"[به حساب خودش]"بی جهت اضافه شده است هر کس با طرز فکر مرحوم فردید آشنا باشد می داند متفکران (و هنرمندان و سیاستمداران اصیل) مجری "خواست خدا" (به معنی قضای الهی) تلقی می شوند.
15 - در صفحه 52 آمده است که :"چون [اکنون] در پایان تاریخ هستیم، هر چیز [متعلق به] مفهوم [دیگر] تمام شده است." با اضافه شدن "[متعلق به] و [دیگر] جمله خراب شده است. بنظر نگارنده جمله باید اینگونه تحریر می شد: "هر چیز دیگر مفهوم تمام شده است"، که با توجه به جمله قبلی: "اصلا امروز میان حصول و حضور فرق گذاشته نمی شود و همه چیز را می بریم به مفهوم"، مقصود استاد می تواند این بوده باشد که هر چیز دیگر بالتمام "مفهوم" شده و معنی از بین رفته است.
16 – در صفحه 55 آمده است:"فرط و فرط به هم بافته و تحویل مردم داده" که ظاهرا باید "فرت و فرت" صحیح بوده باشد.( واژه یاب:معنی فرت فرت در فرهنگ معین: (فِ تْ فِ) (ق.) = فرت و فرت: تندتند، به شتاب.)
17 – در صفحه 57 آمده است:"درائی که عرض می کنم نمی دانم در اوستا که اسم نیت هستش، بله؟"، "اسم نیت" ؟ قاعدتا "اثنینیت" باید گفته شده باشد (اثنینیت . [ اِ ن َ نی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) دوگانگی . - قائلین به اثنینیت ؛ ثنویّین (واژه یاب به نقل از لغت نامه دهخدا))
18 – در صفحه 63 آمده است:"این بشر حتی این روزها که وقت هست، موجودات دیگر هر کدام برایشان حقی قائلند[...] که در آن وقت کمال پیدا می کنند". به نظر می رسد "برایشان حقی قائلند" باید "برایشان وقتی قائلند" بوده باشد هر چند در تحریر صحیح کل عبارت می توان تردید کرد.
19 – در صفحه 73 آمده است :"به شهادت آنچه نوشته ، اسم و فعل و حرفش جز شور باطل، جز نفس اماره جز برای اینکه تمام مقدسات را بکوبد چیزی درش نیست.". بنظر می رسد "شور باطل" باید "شعور باطن" بوده باشد، تعبیری که فردید بجای آنچه که معمولا "ضمیر ناخودآگاه" می گوئیم استفاده می کند.
20 – در صفحه 76 آمده است:"حتی کانت – بنده اعتقادم این است که خدا درش غایب است و آنچه که حاضر است همان نفس اماره است، اعم از اینکه خدا را ساقط کند یا رد کند"، "خدا را ساقط کند یا رد کند"؟ باید "خدا را ثابت کند یا رد کند" بوده باشد.
21 – در صفحه 98 آمده است:"کتابی بنده خوانده ام به آلمانی. خوب نوشته یک قدری: "انسان در سودا و فضول صورت های خیالی"[؟]". استاد عنوان این کتاب را در مواضع دیگری یادآور شده و بنظر می رسد به جای "فضول"، باید "فسون" بوده باشد.
زیرنوس ها:
1 – علی قیصری، متولد 1332 تهران، تحصیلات: لیسانس از دانشکده حقوقو و علوم سیاسی دانشگاه تهران، فوق لیسانس جامعه شناسی معرفت از دانشگاه اسکس، دکتری تاریخ از کالج سنت آنتونی دانشکده آکسفورد. استاد تاریخ دانشگاه سن دیاگو
2 – قیصری در زیرنویس صفحه 25 گلایه کرده که فردید اجازه "گفتگو" را نداده و متکلم وحده بوده است. شاید در مصاحبه ها تنها علیرضا میبدی بوده که توانسته تا حدی با فردید "گفتگو" داشته باشد (البته آن مصاحبه هم اصلش معلوم نیست که چطور بوده است). خود فردید هم در جائی به حضار تذکری می دهد به این مضمون که :"می خواهید با من گفتگو کنید؟ تناسب ندارد!" و خدائیش هم حق با فردید است، شرط گفتگوئی از این نوع این است که طرفین تناسب معلومات داشته باشند. شاید لفظ "گفتگو" هم در گذشته بیشتر در معنی بحث و مجادله بکار برده می شده -"حافظ:گفتگو آئین درویشی نبود/ورنه با تو ماجراها داشتیم" – و تعبیر فارسی صحیح تر "گفت و شنود" باشد که استاد برای مصاحبه هیدگر با اکسپرس بکاربرده است. در گفتگو ممکن است هر دو طرف بگویند بدون اینکه سخن طرف مقابل را بشنوند. این مطلب جلال آل احمد هم در این باب جالب است :"شاید هم بقول حضرت فردید که نقل می کند از دیگر فضلای فلسفه بعلت این است که خجسته خانم در دوره ای حرف می زند که اصلا امکان "مکالمه" نیست. چرا که یک طرف بیشتر نیست. دو نفر روبروی هم نشسته اند، این درست - اما گوش ها فقط بدرون باز است و حرف هم می زنند – اما هر کس حرف خودش را می زند"(ستایش خجسته از "دریا" و نفرینش به "آهن")
3 – قیصری در مقدمه ای که با عنوان "اشاره" برای این کتاب نوشته به این مساله اشاه کرده است.
4 – این موارد به سی و چند مورد اعم از تک واژه، چند واژه، یک جمله یا چند جمله فارسی، یونانی، فرانسه و آلمانی بالغ می گردد.
5 – شمارگان کتاب 200 نسخه اعلام شده لذا انتشار نسخه تصحیح شده به صورت الکترونیکی و رایگان بنظر نمی رسد مشکلی ایجاد نماید.
6 – فردید خود بارها به این که به جهت مطالبی که ابراز می کرده یا آنچه به او نسبت می داده اند تحت فشار بوده و لاجرم برخی مطالب را با نوعی تقیه بیان می نموده اشاره کرده است منجمله در صفحه 94 همین کتاب.
7 – بعنوان مثال نهائی کردن متن مصاحبه معروف هیدگر با اشپیگل مورد مناقشه طرفین بوده و بارها تغییراتی داده شده و نهایتا اینکه متن منتشر شده در اشپیگل مورد تائید هیدگر نبوده فلذا متن دیگری نیز توسط پسر هیدگر یعنی هرمان هیدگر منتشر گردیده است. (مراجعه شود به سالنامه موقف 1385 صفحات 50 تا 52)
هر گونه نقل مطالب آزاد است