محمدمنصور هاشمی در"هویت اندیشان و میراث فکری فردید" صفحه 16 نوشته است:"با اینکه بنای کار را بر گفتگو با کسانی که فردید را می شناختند نگذاشتم و به منابع مکتوب اکتفا کردم با بعضی از اشخاصی که نظر آنها می توانست در فرایند تالیف کمک خاصی کند گفتگو کردم که در این میان بویژه باید از استاد بزرگوارم آقای دکتر کریم مجتهدی یاد کنم که کریمانه به پرسشهایم درباره فردید – که به تعبیر ایشان شخصیتی "غیرمکرر"(1) به معنای مثبت و منفی کلمه بود – پاسخ دادند". هاشمی همانطور که خود نوشته است در متن کتاب گویا مطلبی از دکتر مجتهدی نقل نکرده بود لذا از همان سال 83 این سوال برای نگارنده وجود داشت که ایشان چه می توانسته در باب استاد فقید دکتر سیداحمد فردید گفته باشد. در طول این سالها جسته گریخته مطالبی از دکتر مجتهدی نقل شده که بر اساس آنها می شد حدس زد که پای یک مساله شخصی هم در میان بوده که به اخلاق و رفتار خاص فردید بازمی گشته است:

"...اما من خیلی با فردید كار نداشتم. عمدا با او رابطه نداشتم، زیرا اخلاق‌های خاصی داشت."(غرب شناس باشیم، غرب زده نه، فرهنگ امروز، 22/197)

"...ولی من کاری با او نداشتم، چون راستش خیلی از او خوشم نمی آمد. البته با خصوصیات اخلاقی او مشکل داشتم..."(فلسفه انتخاب واقعی ام بود، خبرگزاری مهر 21/8/98)

اما اخیرا در توئیتر دیدم شخصی بنام محمدمهدی حاتمی (@M-M-Hatami) مطلبی نوشته بود که نیمی از قضیه را روشن می کند:

"مجتهدی می‌گفت فردید دیوانه است! یک روز درِ اتاق دانشکده را بر روی من قفل کرد و رفت! یک شبانه‌ روز زندانی شدم"

می ماند نیمه دیگر قضیه که چرا فردید دست به این کار زده است؟:

پای سخنرانی یا نوشته ای درباره هیدگر در میان بوده؟ یا به توطئه ای که "آرامش دوستدار" و "علیمراد داوودی" در زمان رئیس گروهی مجتهدی برای محروم کردن فردید از ادامه تدریس پس از بازنشستگی ترتیب داده بودند باز می گشته؟ یا به موضوعی دیگر؟

1 – مرحوم فردید خود این تعبیر را به شکل "شخص نامکرر" و "فرد نامکرر" بکار می برده است. شاید دکتر مجتهدی ترکیب لغت "مکرر" عربی را با پیشوند "نا"ی فارسی درست نمی دانسته لذا از "غیر مکرر" استفاده کرده، هر چند که حافظ هم می گوید:"از هر زبان که می شنوم نامکرر است".