تفاوت "هیدگر" با "هایدگر"
"آرمان : نمی دونم چرا هر وقت کسی اسم Martin Heidegger رو جای "هایدگر" ، "هیدگر" تلفظ می کنه خیال می کنم میخواد کلاه سرم بگذاره
آرمان: می دونم جفتش درسته و فلان و اینها،
نودولز: آخه جفتش درست نیست فقط هایدگر درسته، تلفظ درست واژگان دخیل در زبان مقصد اونقدرها ربطی به تلفظشون توی زبان مبدا و اصلی نداره. تلفظ درست واژه دخیل همون تلفظیه که گویشوران زبان مقصد به صورت عمومی استفاده می کنند وگرنه مثلا ارسطو هم غلطه و باید عین یونانی و انگلیسی اش رو بگیم
آرمان : من حساسیتی ندارم معمولا ولی هیدگر یه جوریه.
نودولز: بله، ادابازیه. شروع کننده اش هم فردید بود که اصرار داشت بگوید هیدگر."
مطالب فوق چند توئیت رد و بدل شده بین "آرمان" و "نودولز" در توئیتر است. از آنجا که نگارنده خود بر املاء "هیدگر" تاکید دارد به این مناسبت مطالبی به ذهنم رسید که در اینجا می نویسم:
نحوه تحریر و همچنین تلفظ یک واژه دخیل در هر زبانی لاجرم تابع مقدورات زبان مقصد می شود. البته به شرطی که آن واژه را واقعا بتوان "واژه دخیل" به شمار آورد وگرنه واضح است که باید حتی المقدور به همان تلفظ زبان اصلی ادا و با حروف همان زبان نگاشته شود و چه بسا تلفظ واژه های دخیل در زبان مقصد به همان لهجه زبان مبدا برای شنوندگان نامطبوع و حتی آزاردهنده خواهد بود. اما در عمل اینکه تلفظ واژه دخیل در زبان مقصد چه می تواند باشد در ابتدا تابع تلفظ کسانی است که برای اولین بار آن واژه بیگانه را بعنوان واژه ای دخیل به زبان مقصد می آورند که اگر گرفت و جا افتاد ممکن است حتی اگر غلط هم باشد بهمان صورت باقی بماند.
بعنوان مثال در زمان نوجوانی نگارنده یعنی دهه چهل و پنجاه هجری شمسی همین تیم محبوب جناب "نودولز" یعنی Juventus (1) را در مطبوعات و رادیو تلویزیون، "جوونتوس" می نوشتند و می خوانند یا نام تیم Cagliari را که در آن زمان با مهاجم مرکزی معروفش "جی جی ریوا" قهرمان ایتالیا می شد می نوشتند "کاگلیاری" در حالیکه در ایتالیائی حرف G قبل از حرف L خوانده نمی شود (هر چند ظاهرا در تلفظ حرف L تغییری ایجاد می شود). چرا؟ چون منابع مورد استفاده مطبوعات انگلیسی بود و نویسندگان ورزشی نمی دانستند که تلفظ ایتالیائی این کلمات "یوونتوس" و "کالیاری" است. همین تلفظ های اشتباهی را هم همه تکرار می کردیم تا اینکه با گسترش وسایط ارتباط جمعی صوتی و افزایش سواد ورزشی نویسان تلفظ نزدیک به تلفظ ایتالیائی این کلمات ادا و متداول شد. چندی بعد نوبت یک تیم معروف بلژیکی بود که از "اندرلشت" مانوس به "اندرلخت" تبدیل شود و بعد بقیه موارد متعدد.
خارج از دنیای فوتبال هم مثالهائی هست که نشان می دهد که حداقل امروزه گویشوران زبان مقصد علاقمندند تلفظ اینگونه کلمات را مطابق تلفظ زبان مقصد را بگویند البته در حد امکانات هجائی زبانشان خودشان. البته نقیضش هم هست مثلا خودروی BMW را ما می گفتیم "بی ام و" که تقریبا مطابق تلفظ آلمانی آن است ولی امروزه ظاهرا به این ماشین آلمانی می گویند"بی ام دبل یو"! که مطابق زبان هنگ کنگی...ببخشید! انگلیسی است(2).
بگوش نگارنده "هیدگر" به تلفظ آلمانی نزدیکتر است و "هایدگر" به تلفظ انگلیسی همین کلمه. البته من کلمه ای را در گویش معمول فارسی رسمی امروز یعنی زبان رادیو و تلویزیون بخاطر نمی آورم که با "هَی..." شروع شده باشد ولی با "های" چرا، مثل "هایده"! و جالب است بدانید که آرامش دوستدار در ترجمه آن مصاحبه معروف اشپیگل فارسی Heidegger را "هایده گر" تحریر کرده است!!
اینکه کدام یک از دو تحریر درست تر است کمترین اهمیت را دارد اما اگر بگوئیم "هیدگر" گفتن و نوشتن فردید "ادابازی" بوده حرف بیجا و غلطی است و نشان می دهد گوینده آشنائی درستی با شخص فردید نداشته است. فردید اگرچه به ظنز هم سخن گفته و کارهای عجیب و غریب هم (مثل هل دادن اصغر ضرابی توی استخر وقتی در تائید خودکشی صحبت می کرده) انجام داده اما اساسا اهل ادا در آوردن و لوس بازی و مسخره بازی و قردی گری نبوده است و هیچ مطلبی الکی و یهوئی نمی گفته و بر آن تاکید نمی کرده.
مهم اینجاست که همه می دانند اگر بگوئیم یا بنویسیم "هیدگر"، لاجرم فردید هم می آید و هیدگر به تفسیر فردید مطرح می شود و این تفاوت اساسی دارد با "هایدگر" ژیگولوئی و بی خاصیت و بهداشتی ای که سعی می شود به جای "هیدگر" نشانیده شود و معلوم است که اکثر هم این دومی را ترجیح می دهیم.
این احساس هم که اگر کسی که Heidegger را "هیدگر" تلفظ میکند میخواهد کلاه سر ما بگذارد پر بی راه نیست. البته شاید بایسته تر باشد اگر بگوئیم می خواهد کلاه از سر ما بردارد. چنانچه سالها پیش یکی از مستمعین سخنان فردید در یک مناظره مکتوب نوشته بود:" غرب و غربزدگان باید کلاه فلسفه را از سرشان بردارند" و یکی دیگر این عبارت را مبهم و نارسا دانسته بود و اولی در توضیح این سخنان را از مرحوم فردید نقل کرده بود(3):
" تنها سعی در ورود به مسائل فلسفی با ذکر و فکر و توجه کافی به معنی "رسوخ در فلسفه" و بطور کلی رسوخ در علم است که انسان را از فلسفه خودبنیاد جدید و به تعبیر دیگر اعتقاد دانسته و ندانسته به اصالت وجود انسانی که حوالت تاریخی جدید غرب و از آنجا جهان امروز بطور کلی است به حدوث نسبت دیگری با عالم و آدم و مبدا عالم و آدم و حدوث تاریخ دیگر –برای او – وارد می تواند کرد، اگر خدا بخواهد".
این احساس – ترس از دست دادن کلاه معهود – منحصر به ما افراد معمولی هم نیست، کسانیکه سالها در مهم ترین مراکز دانشگاهی آلمان در این زمینه ها زیرنظر گادامر و کارل لویت تحصیل کرده اند نیز ممکن است احساس مشابهی در برابر "هیدگر" داشته باشند:
"رفتم فرایبورگ و گوشه سمینار هایدگر نشستم، البته بدون معرفی نامه مرا راه نمی دادند. آنجا بود که دیدم وقتی هایدگر حرف می زند، چشم و مغز شما را می چسباند به آنچه می گوید. یک کلمه نمی توانستی تردید کنی، صد در صد قبول می کردی، اما وقتی بیرون می آمدی و بیشتر فکر می کردی تازه به خودت می آمدی"(منوچهر آشتیانی، پرسیدن و جنگیدن، صفحه 243)
"هایدگر به دعوت گادامر به هایدلبرگ آمده بود جهت سخنرانی. همان سخنرانی معروف درباره هولدرلین . هنگامه ای شده بود. نه فقط سالن چهارصد نفره و پانصد ساله آئولای دانشگاه هایدلبرگ پر بود که کریدورها و حتی خیابان هم پر شده بود از مردم. تمام طرفداران هیتلر، نئونازی ها و NPD جمع شده بودند و سلام نازی می دادند. هایدگر هم با همان لحن هیتلر صحبت می کرد، نعره می زد به نحوی که آدم می ترسید.(4)"( منوچهر آشتیانی، پرسیدن و جنگیدن، صفحه 241 و 242)
1 – گویا کلمه ای لاتینی است به معنی "جوانان". این جناب "نودولز" خودش را اینطور معرفی کرده است: "من ترک مهر" ایران، استقلال و یونتوس" در خود نمی شناسم..."
2 – ظاهرا این مسائل آنقدرها هم نظم و ترتیب ندارد. انگلیسی ها به U می گویند "یو" و به V می گویند vee (وی) آنوقت به w می گویند double-u "دبل یو"! فرانسوی ها به v می گویند ve و به w می گویند double vé و اما آلمانها به v می گویند vau (فااو) و به w می گویند ve
3 – این مطالب در چند شماره مه های خرداد و تیر 1359 در روزنامه کیهان چاپ شده است. متن های مربوطه در پنج قسمت در همین وبلاگ درج شده که آخرین آن با عنوان "با فلسفه از فلسفه گذشتن" مربوط به 21/8/1388 است
4 – البته بنظر می رسد مرحوم آشتیانی زیادی ترسیده و پیاز داغش را خیلی زیاد کرده است.
هر گونه نقل مطالب آزاد است