کدام عقل؟
"فرد" و "جمع" است و "عقل مشترک". اما مبنای فرد و جمع چیست؟ {مبنا}، "عقل هدایت"(1) است اما عقل هدایت غربی، عقل اضلال شیطانی است"(2)
"...باز شعرهای حافظ که استشهاد می شود ازش، یا مثنوی! "هنر حیات معقول است"!(3) کدام عقل؟ عقل بوعلی سینا؟ عقل صوفیه؟ کدام عقل؟ این "حیات معقول"، حیات عقل مشترک ممسوخ آخرالزمان است ؟ کدام عقل؟ اگر قرآن بود که من برای شما آیاتش {1} بیان کردم ولهم...(4) "آنها دل دارند و تعقل نمی کنند"، آیه قرآن است دیگر، اول دل است و بعد عقل معاش. حالا بعضی" عقل عقل" را به "دل" تعبیر... دل و عقل عقل گفته اند. من استعمال نمی کنم! حتی مولانا هم که بکار برده(5) من بکار نمی برم.
"عقل" درست است، "عقل مشترک" {درست است}، در صورتی که انسان دارای "عقل هدایت" باشد. "عقل هدایت" دل است "و لهم قلوب لایفقهون بها"، آن عقلی که عقل تفقه است، عقل قلبی است. عقل مشترک عقل قالبی است، یعنی صوری است، یعنی انتزاعی است. عجب این است که عقل مشترک قرن بیستم بجای عقل قالبی - قلبی که خودش می گوید که نیست - عقل قالبیش هم رفته باقی مانده "عقل قلابی". این عقل قلابی می خواهد افساد کند - عقل یهودی فعلا عقل قلابی است -، نمی تواند کاری بکند!(سید احمد فردید، تیر 1365)
1 – "عقل مشترک" و "عقل هدایت" اصطلاحاتی است برگرفته از "مصباح الهدایة و مفتاح الکفایة باب دوم فصل اول در تعریف علم صفحه 56":"مراد از علم، نوری است مقتبس از مشكاة نبوت، در دل بنده مؤمن كه بدان راه يابد بخدای يا بكار خدای يا بحكم خدای. و اين علم وصف خاص انسان است و ادراكات حسی و عقلی او از آن خارج. و فرق ميان عقل و اين علم آن است كه عقل نوری است فطری كه بدان صلاح از فساد و خير از شرّ متميز گردد. و آن مشترك است ميان مؤمن و كافر. و علم خاص مؤمنان راست. و علمی كه مشترك است ميان مؤمن و كافر، عقلی است كه تميز كند ميان صلاح و فساد امور دنيوی. چه اين عقل هم مؤمن را تواند بود و هم كافر را، اما عقلي كه تميز كند ميان صلاح و فساد امور اخروی، آن خاصه مؤمنان است. و ميان او علم تلازم واقع. و ديده اين عقل به نور هدايت روشن است و به كحل شريعت، مكحّل. و عقل در ذات خود يك چيز است وليكن دو وجه دارد: يكي در خالق و عبارت از او عقل هدايت كه خاصه مؤمنان است. و يكی در خلق، و اين عقل مشترك است كه آن را عقل معاش خوانند . و اهل ايمان و طالبان حق و آخرت را عقل معاش تابع عقل هدايت بود. در هر صورت كه عقل معاش را با عقل هدايت موافقت و مطابقت بود، آن را معتبر دانند و به مقتضای آن عمل كنند. و هر كجا عقل معاش را با عقل هدايت مخالفت افتد، آن را از درجه اعتبار، اسقاط كنند و بدان مبالات ننمايند. از اين سبب اهل دنيا ايشان را به ضعف عقل نسبت كنند و ندانند كه ايشان را ورای عقل ایشان عقل دیگری است"
2 – در اینجا نوار تمام می شود و لاجرم تا تعویض نوار مقداری از سخنان استاد ضبط نشده است.
3 – ظاهرا باید "هنر برای حیات معقول است بوده باشد که اشاره است به مطلبی از علامه محمدتقی جعفری که کتابی هم با عنوان "حیات معقول" از ایشان منتشر شده است.
4 – ظاهرا در اینجا و در چند سطر بعد مضمونی از دو آیه شریفه ذیل مدنظر بوده است:
"أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا ۖ فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَٰكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ" (حج 46)
"وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ" (اعراف 179)
5 – عقل عقلت مغز و عقل تست پوست/ معده حیوان همیشه پوست جوست (دفتر سوم)
هر گونه نقل مطالب آزاد است