25 مرداد 1399 هم فرارسید و گذشت و مطابق انتظار مطالب گوناگونی در فضای واقعی و مجازی بمناسبت سالروز درگذشت استاد فقید دکتر سید احمد فردید منتشر شد. نگارنده هم طبعا در جستجوی این مطالب بود و باز هم مطابق انتظار مطالب منتشره را سرشار یافت از اطلاعات مغلوط، نسبت های ناروا، تحلیل های آبکی سیاسی و غیرسیاسی، نقل قول های ناصحیح و ...که اگر یک نفر بخواهد در مورد همه آنها پرسش کند و توضیح و تذکر بدهد قطعا تا 25 مرداد سال آینده می تواند سرگرم این کار باشد. و البته که موارد محدود قابل اعتنائی هم وجود داشت بالاخص در باب فردید و زبانشناسی. البته "قابل اعتنا"، نه کاملا صحیح و عمیق. ولی در هر حال بی مناسبت نیست که به آن ها بیشتر پرداخته تا شاید مطلب بیشتر روشن شود.

اول اینکه "پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی"با چندنفر از افرادی که با فردید و اندیشه هایش آشنائی داشتند راجع به مباحث مختلفی" – منجمله زبانشناسی فردید – گفتگو کرده و ماحصل را طی گزارشی با عنوان "غرب زدگی از منظر فردید به چه معناست؟" در 25/5/99 روی سایت قرار داده است. در این گزارش آقای دکتر علیرضا ساعتی که به گفته خود شاگرد زبانشناسان بزرگی بوده و با حوزه زبانشناسی تاریخی آشناست اظهارنظر نموده که :

"کاری که فردید انجام داد شبیه کار هیچکدام از این زبان‌شناسان نیست. چیزی که از فردید در حوزه زبان شناسی به جا مانده، اقوالی است مبنی بر برابرگزینی های یکسری از واژه‌ها که خیلی هم دقیق است، ولی روی آن کار عمیق و تخصصی انجام نشده است. مثلاً درباره کشف المحجوب توضیحاتی داده‌اند و رد شدند. اینکه برای یک واژه غربی، یک معادل در زبان خودمان بگذاریم زبان شناسی نیست. چنانچه یونان شناسان هم با کاری که هایدگر درباره واژه‌ها کرده است مشکل دارند و معتقدند وی جعل واژه کرده است. در اتیمولوژی، حق با زبان شناسان تاریخی است نه هایدگر. فیلسوف برداشتی از یک واژه دارد و برای آن یک واژه برابر انتخاب می‌کند که ممکن است با اتیمولوژی آن واژه هیچ ارتباطی نداشته باشد. مرحوم فردید، نوارهایی با موضوع شرح خیام و حافظ دارند که ممکن است در آنها صاحب اندیشه هم باشند، اما این به معنی تخصص روی اتیمولوژی نیست. به بیان دیگر فردید روی زبان شناسی و بحث برابرگزینی واژه‌ها کار کرد و حتماً دقیق هم هست، ولی نام کاری که کردند را نمی‌توان ز بان شناسی یا اتیمولوژی گذاشت. دانشگاه مونیخ یک استاد زبان شناس باستانی به نام اولیور دارد که درباره یک موصول در زبان یونانی یک ساعت صحبت می‌کند، ولی ما چنین چیزی را در آقای فردید نمی‌بینیم."

البته نگارنده بدون اینکه اطلاعات تخصصی داشته همینطور "ذوقی" با خیلی از این مطالب دکتر ساعتی احساس موافقت می کند اما ذکر این نکته را نیز لازم می داند که فردید هیچگاه خود را زبانشناس معرفی نکرده و برای اینکه نظر وی را در باب زبانشناسی بدانیم با عرض معذرت از زبانشناسان محترم – خوشبختانه خود آقای ساعتی گویا "زبانشناس" نیست(1) – عبارتی را از نوشته دکتر رضا براهنی با عنوان "پیرمرد فیلسوف شفاهی ماست" منتشر شده در مجله فردوسی 13 دی 1350 نقل می کند:

" (فردید) گرچه زبانشناسی را کلا عملی مسخره می داند و با توضیحی که خود می دهد، کاملا هم حق دارد"

 متاسفانه براهنی چیزی از "توضیح" فردید نقل نکرده است و نگارنده در سایر آنچه از فردید خوانده و شنیده نیز به مطلبی در ابن باب برنخورده اما این گفته آقای دکتر ساعتی که می گوید: "دانشگاه مونیخ یک استاد زبان شناس باستانی به نام اولیور دارد که درباره یک موصول در زبان یونانی یک ساعت صحبت می‌کند" (!) خود بخود خیال یکی مثل نگارنده را از این بابت راحت می کند!

در مورد بقیه مطالب دکتر ساعتی هم نکات قابل طرحی هست اما قبل از آن چون آقای دکتر موسی دیباج هم در همین زمینه اگرچه به درستی گفته است :"فردید را نباید به عنوان زبانشناس معرفی کنیم"(2) اما در ادامه مطلب را طوری بیان کرده که موجب خطای خواننده می شود نوضیحی لازم بنظر می رسد. مثلا وی می گوید:" بله او کار زبان شناسی را به صورت ذوقی انجام می داد" واضح است که خواننده گمان می کند که این کار برای فردید یک جور تفریح و بازی با لغات و کلمات برای رفع خستگی بوده است! از آنجا نگارنده سراغ دارد فردید در جائی به کنایه در مقایسه جستجوها و مطالعات خود با دیگران گفته است :" حالا اسمش را بگذارید "کبوتر بازی"! بازی می کردم، یک کسی کبوتر بازی می کند من هم بازی می کردم"! و شاید دکتر دیباج سخنی شبیه این را از استاد شنیده و یادداشت کرده و برایش موهم این شده که این نوع کارهای فردید ذوقی و تفریحی بوده است!

البته این برداشت مزاح آمیز نگارنده از مطلب دکتر دیباج به اغلب احتمال صحیح نباید باشد چرا که ایشان در انتها می گوید : "بنابراین زبان شناسی فردید، زبان شناسی متافیزیکی و علمی نیست، بلکه یک زبان شناس ذوقی است."

"زبانشناسی متافیزیکی" را که نمی شناسم – اگر منظور فلسفه زبان باشد گمان می کنم که فردید به جد در آن وارد شده است – ولی وقتی می گوئیم زبانشناسی فردید علمی نیست و ذوقی است برای اغلب افراد به این معنی است که فردید در این زمینه همینطوری یک مطالبی می پرانده که فوقش بعضی هایش جالب هم بوده است. اما اگر آقای دکتر دیباج می فرمودند "زبانشناسی فردید زبانشناسی حصولی نیست، بلکه زبانشناسی حضوری است" شاید می توانست یک وجهی داشته باشد.

در پایان این قسمت چند جمله مرتبط از یک یادداشت آن استاد فقید در باب "زبانشناسی":

"در زبانشناسی حصول غلبه دارد نه حضور"

"یک زبانشناس آمریکائی بزبان حصول – نه زبان حضور حافظ – همین مساله را بیان کرده است."(3)

"زبانشناسی امروز اشتراک لفظی را با اشتراک معنوی یکی می داند"

1 – "علیرضا ساعتی، فارغ‌التحصیل دکترای فلسفه از پلی تکنیک آتن، دانشکده ریاضیات و فیزیک کاربردی برنامه عالی تاریخ و فلسفه علم و فنّاوری و به زبان یونانی قدیم و لاتینی مسلط است. ساعتی با زبان‌های انگلیسی، عربی و یونانی جدید هم به خوبی آشناست و در این حوزه‌ها کار کرده است. «شرح و تفسیر انتقادی رساله سوفسطایی افلاطون»و «هانری کربن: ردپای گمشده تفکراشراقی ایرانشهری» از جمله آثار تألیفی وی است."(پایگاه هم اندیشی)

2 - "زبانشناسی فردید ذوقی است نه علمی" ، خبرگزاری مهر 28/5/99

3 – متاسفانه در یادداشت مذکور که به تعبیری از دکتر دیباج تعدادی مفردات در باب "زبان" است و بنظر می رسد سرفصل مطالب برای یک سخنرانی باشد اشاره ای به "مساله" موردنظر و نام زبانشناس امریکائی نشده است.