اولین جلسه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی
به فاصله دو ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در روزنامه کیهان سه شنبه 21 فروردین 1358 این اعلان منتشر شد:
"دکتر سید احمد فردید ساعت 5/4 روزهای چهارشنبه هر هفته در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران سخنرانی خواهد کرد موضوع سخنرانی جلسه فردا:" غرب زدگی و زبون اندیشی" است."
به این ترتیب ممکن است چهارشنبه 22 فروردین 1358 اولین جلسه از سلسله سخنرانیهای استاد فقید دکتر سیداحمد فردید پس از پیروزی انقلاب اسلامی بوده باشد(1)
اما بانی جلسات ظاهرا آقای دکتر محمد رجبی بوده است:
" ...قبل از سال 1352 و پيش از آنكه دستگير شوم و سه سال و نيم زنداني شوم...مسوول انجمن اسلامي دانشكده ادبيات بودم و چهرههايي چون دكتر شريعتي، شهيد مطهري، علامه جعفري، دكتر داوري و دكتر سيدجعفر شهيدي و دكتر زرينكوب و ديگران را براي سخنراني در تالار فردوسي(2) دانشكده ادبيات دعوت ميكردم... بعد از آزادي متوجه شدم كه آقاي احمد مسجدجامعي، دبير انجمن اسلامي دانشكده ادبيات شده و به من به عنوان بنيانگذار انجمن اسلامي دانشكده محبت داشتند. خلاصه آنكه بعد از انقلاب بود كه دوباره تدريس آزاد دكتر فرديد در دانشگاه تهران آغاز شد و آقاي مسجدجامعي كه مسوول انجمن اسلامي دانشكده ادبيات بود در اين مورد مساعدت كرد. بعدا اين جلسات در انجمن فلسفه و مركز جاما و تالار فرهنگ آموزش و پرورش ادامه پيدا كرد."(خلاصه شده از مصاحبه با محمد رجبی درباره مرحوم سیدعباس معارف با عنوان حکیم عدالت جو، روزنامه اعتماد 2 دی 98)
بهر حال در اوائل علاوه بر دانشجویان انقلابی تعدادی از اساتید هم شاید با این تصور که جلساتی در ادامه "فردیدیه" و از همان سنخ خواهد بود اما این تصوری بود اشتباه:
"اولین سخنرانی من در دانشکده ادبیات بود ، عنوانش عبارت بود از " غربزدگی و زبون اندیشی " . زبون اندیشی از کجا آمد ؟ با سوابق کلمه رفتم به یونانی ، "تاپینوتیس" یونانی را با "زبون" فارسی همریشه و هم معنی گرفتم ، بعد علاوه برتاپینوتیس که با زبون همریشه است ، ترکیبات یونانی یکیش "تاپینو فرونوسیس"(3) به معنی اندیشه است . " زبون اندیشی " گفتم و رفتم در متن مسئله زبون اندیشی قرن هجدهم - زبون اندیشی و انجمن های آشکار و نهان و نیمه آشکار و نیمه نهان قرن هجدهم - موضع گرفتم . غربزدگی و زبون اندیشی که گفتم بیشتر تکیه کردم در آن موقع در وضعی که ارتباط پیدا شده است با ممالک اسلامی در قرن هجدهم و از آنجا تخصیص زبون اندیشی به یهودیت و ماسونیت و صهیونیت . بعد یهودیت و ماسونیت نظم پیدا کرده بطور آشکارو نهان ، بعد هم گسترش پیدا کرده است در ممالک اسلامی . گفتم که این عبارت است از زبون اندیشی . پیدا بود زود بود مطالب من . بعد زبون اندیشی را رفتم تفصیل دادم .عده ای از آقایان بودند ، بعضی از اساتید ، حتی من نمیخواهم بگویم که من قرآن خواندم ، ولی فرار کردند ،سکوت کردند ، با من هم مخالفت نکردند . نمیگویم واقعا مطلب من مصداق دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند {بود}ولی اینها سکوت کردند ، میدانم چرا ، وبعد صریح رفتم به سوابق امر، زبون اندیشی را نشان دادم ."(مصاحبه با کیهان فرهنگی 1365)
از فراریانی! که نشانه ای دال بر حضورشان در جلسات اولیه وجود دارد یکی البته آقای دکتر داوری است و دیگری بنا به نقل، داریوش آشوری که گویا در همان جلسه فردید به او توصیه کرده برود منطق بخواند تا فرق "تصور" و تصدیق" را بفهمد و یکی دیگر داریوش شایگان که این عبارت را از اين نخستين سخنرانی فرديد پس از پيروزی انقلاب در دانشگاه تهران از حافظه نقل کرده است: "حقوق بشر سانسور سياسی است که نفس اماره بر نفس مطمئنه تحميل میکند.". اما آن که از مطالب و حال و هوای جلسه گزارش بیشتری داده است رامین جهانبگلو است.
در مصاحبه ای که در کتاب Iran’s Troubled Modernity نوشته علیرضا میرسپاسی منتشر شده وی از رامین جهانبگلو که به همراه مادرش خجسته کیا(4) در جلسه شرکت کرده بوده منجمله می پرسد:
میرسپاسی:" ...به حضور در یکی از سخنرانی های فردید بعد از انقلاب اشاره کردید. اگرچه این فقط یک جلسه بود، اما آیا تحولی در مباحث فردید وجود داشت؟
جهانبگلو :"بله. سخنرانی پس از انقلاب در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، یک گسست بزرگ بود. من یک دکتر فردید سیاسی را کشف کردم. دکتر فردید انقلاب ایران را در آغوش گرفته بود.. چیزی بود که هرگز از او در آن جلسات خانه ما[فردیدیه] ندیده بودم. دکتر فردید آنجاهرگز خودش به عنوان یک فرد سیاسی معرفی نکرده بود. در آن جلسه دکتر فردید مباحث معمول خود را درباره "حوالت تاریخی" ارائه و بحث های هایدگری خود را ادامه داد من به وضوح به یاد دارم. . . این احتمالا ثبت شده و در جایی وجود دارد . . . برای من خیلی عجیب بود دکتر فردید استدلال های سیاسی بسیار محکمی را مطرح کرد و روی به حضار کرد و گفت:"همین الان اینجا باید مطرح کنیم که این اساتید چگونه بهایی هستند و مخالف انقلاب هستند." او آنها را نام برد "
میرسپاسی: نام افراد؟
رامین جهانبگلو: بله. فردید گفت: "این ها بهایی هستند و فراماسون، و شما باید آنها را افشا کنید.". مادرم و من هر دو از این رفتار دکتر فردید شوکه شدیم. یادم می آید که - بازهم احتمالاً در آرشیو هست - یکی از دانشجویان اعتراض کرد. او بلند شد و گفت: "خودت قبل از انقلاب چه می کردی؟ تو به دستگاه دولتی شاه نزدیک بودی ". دکتر فردید پاسخی نداد. یکی دیگر از دانشجویان بلند شد - یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق که قبلاً خود را معرفی کرده بود - و گفت: "ما قبل از انقلاب با دکتر فردید نزدیک بودیم و ایشان بحث های ما را صادقانه دنبال می کرد." آیا از شاگردان شریعتی بود؟ آنها چطور و از کجا دکتر فردید قبل از انقلاب را می شناختند؟ آیا آنها مطالب دکتر فردید را می فهمیدند؟ اما همین اتفاق افتاده بود. برای من کشف دکتر فردید دیگری خیلی عجیب بود"(5)
1 – با این وجود با قاطعیت نمی توان گفت که این جلسه اولین جلسه بوده است. احتمال دارد مانند سلسله سخنرانیهای سال 65 ابتدا قرار بر یک جلسه سخنرانی بوده و سپس به درخواست حاضرین تداوم یافته باشد.
2 – در اعلان 3 اردیبهشت 58 کیهان محل برگزاری جلسه تالار "هانری ماسه" دانشکده ادبیات" اعلام شده است.
3 – با تذکر آقای محمد نور الهی "تاپیرو فرونوزیس" به "تاپینو فرونوسیس" اصلاح شد:
"امروز کنجکاو شدم ببینم این واژۀ که در متنها تاپیرو ضبط شده اصلش چیست. دیدم tapeinos و تلفظ درستش تاپِینوس است. یعنی حرف ماقبل آخرش راء نیست بلکه نون است. تاپینو فرونسیس هم قاعدتاً باید به صورت tapeinou phronesis باشد ولی من در متنی آن را نیافتم."
4 – خجسته کیا (1312 تهران) همسر امیرجسین جهانبگلو که جلسات فردیدیه در منزل آنها برگزار می شده. پژوهشگر، نویسنده، فعال در حوزهٔ ترجمه و نمایشنامهنویسی، فلسفه شرق(ویکیپدیای فارسی)
5 – گفتگوی میرسپاسی با جهانبگلو البته به انگلیسی درج شده که توسط نگارنده با کمک مترجم گوگل با حذف موارد نامرتبط ترجمه و خلاصه شده است.
هر گونه نقل مطالب آزاد است