X
تبلیغات
فردید نامه - درگذشت "جهانبخش ناصر"

چند روز مانده به پایان سال 88 "جهانبخش ناصر" در اثر بیماری قلبی ناگهان در گذشت. وی از فارغ التحصیلان دانشکده حقوق دانشگاه تهران بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی به همراه مرحوم "جلال میکانیکی" و مرحوم "سیدعباس معارف"

و چند تن دیگر هیئت تحریریه روزنامه کیهان را تشکیل دادند و همزمان در جلسات سخنرانی مرحوم استاد فردید در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران نیز حضور می یافتند. با آمدن ابراهیم یزدی به موسسه کیهان  و سردبیرشدن شهریار روحانی(گویا خواهرزاده یزدی بوده است)، مرحوم معارف و چند تن دیگر از کیهان رفتند اما مرحوم ناصر و تعدادی دیگر از اعضای آن هیئت تحریریه چند سالی دیگر در کیهان ماندند. در دهه 60 جهانبخش ناصر چند سالی نیز وابسته فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در آلمان بود اما پس از بازگشت گویا کار دولتی نداشته و وکالت را دنبال کرده و وکیل رسمی دادگستری شده بود.

جهانبخش ناصر را باید از اطرافیان نزدیک استاد فردید در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی محسوب نمود اما از اینکه در جهت اشاعه افکار و نشر آثار استاد دست به تالیف و نشر مطالبی زده باشد اطلاعی در دست نیست.  با جستجوی اینترنتی به عنوان دو ترجمه از وی برمی خوریم . یکی ترجمه ای با عنوان "دیدار ناپلئون و گوته" که در شماره های 21 و 22 مهر 1383 ماهنامه وکالت منتشر شده و دیگری ترجمه کتابی با عنوان "انسان و حق، درآمدی به مذاهب مشهور در فلسفه حقوق" که تاثیر استاد فردید در همین ترجمه عنوان کتاب ("درآمدی به" بجای "درآمدی بر" و "مذهب" بجای "مکتب") مشهود است.

نگارنده تنها یکبار با مرحوم ناصر همصحبت شده است که آنهم در واقع برای مشاوره حقوقی بود که طبعا از استاد فردید هم سخن بمیان آمد. از جمله اینکه استاد یکبار به مرحوم ناصر می گوید که فراموش کرده که عبارت "تاریخ مغرب، تاریخ مغرب حقیقت است" در کدام یک از آثار هیدگر آمده و از وی خواسته که منبع این عبارت را در آثار هیدگر بیابد. مرحوم ناصر که به زبان آلمانی وارد بود می گفت که تمام آثار هیدگر را زیر و رو کرده ولی به چنین عبارتی برنخورده است و بر این باور بود که این عبارت از خود استاد فردید است و استاد اینطوری میخواسته او را متوجه این مطلب بکند که دیگرانی این عبارت را مستقیما از هیدگر نقل می کنند بدون اینکه آثار هیدگر را خوانده باشند. این برداشت مرحوم ناصر می تواند درست بوده باشد ضمن اینکه نگارنده بخاطر می آورد که استاد در یکی از سخنرانیها اصل آلمانی این جمله را نقل کرده و درباره آن توضیحاتی چند داده است.

خدایش بیامرزاد.

نوشته شده توسط محمد رضا ضاد در ساعت 10:48 | لینک  |